سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

در گیر یک برنامه ترویجی هستم. درواقع کارفرما هم خودمم، چون مدیران ارشد فعلا نمی خواهند وارد این حوزه شوند چون شرایط مناسب نیست.

اما ...

مساله ما احیا و ترویج ارزشهایی در نظام آماری کشور است که در آن فضا امکان توسعه،تولید و عرضه آمار رسمی با کیفیت مقدر شود. چنین ارزشهایی در سطح بین المللی در قالب اصول بنیادین آمارهای رسمی و راهنمای تضمین کیفیت و چندین پروتکل منطقه ای  گردآوری شده است و شناسایی چنین ارزشهایی در اولویت قرار ندارند. هرچند از ارزشهای بومی ایران اسلامی غاقل نیستیم.

الف- چیدمان نظام آماری ایران حالت ایده آلی ندارد. مثلا، این ایده که هسته نظام آماری کشور باید مستقل از قوه مجریه به ارائه آمار بپردازد مطرح است در حالی که مثلا مرکزآمار ایران مستقیما زیر نظر معاونت نظارت راهبردی ریاست جمهوری قرار میگیرد و رئیس آن از سوی این مرجع قوه مجریه تعیین می شود.

ب- تعریف کارکردها و تعامل بین دستگاهی نظام آماری ایران شکل منسجم و قویی ندارد. مثلا، واحد آمار یک وزارتخانه، بیش از آنکه خود را متعلق و موظف به نظام آماری بداند تحت تاثیر وزیر محترم خویش است.

ج- کارکنان و بدنه کارشناسی ادارات دولتی از معضلات بغرنجی در رنج است. بنا به هر دلیلی، الان کیفیت نیروهای انسانی ادارات پایین است و رضایت کارکنان نیز برآورده نمی شود. این چرخه که اداره از نیروی کیفی بهرمند نمی شود و لذا نمی ارزد که درآمد مکفی داشته باشد و کارکنان که درآمد مکفی ندارد پس نمی ارزد که کیفی در خدمت اداره باشند به این آسانی متوقف نمی شود.

د- مدیریت نظام اداری کشور وضعی مشابه بند ج دارد (شاید) با این تفاوت کوچک که میزان پرداختی نمی تواند انگیزش قویی برای قشر مدیریتی نظام اداری کشور باشد.

تحت شرایط فوق، بنده و گروهی که رهبری آن با همکارم است درصددیم مروج ارزشها باشیم به نحوی که کارایی و امیدبخشی این ارزشها ضایل نشود. ما معتقدیم با احیای این ارزشها و حفظ آن، میتوانیم امیدوار باشیم که چارچوب ملی تضمین کیفیت آمارها محقق شود.

انگیزه ما چیست؟

ما موظف به ارزیابی کیفیت بودیم و هستیم. از شش سال پیش با پنج شش نفر دیگر تلاش کردیم کیفیت طرح های آماری را بسنجم. ما شاخص داشتیم و بوجود آوردیم. برنامه نویسی میکردیم وگزارش تهیه می کردیم. از همان ابتدا شواهدی بود که مسیر ما کافی نیست. انگار در انتهای خط تولید نشسته باشی و با بررسی تاریخچه ای قابل مشاهده ای که بر محصول آماری گذشته بود در مورد کیفیت آن قضاوت کنیم.

ما دو راه پیش رو داشتیم و البته بقیه راه سومی هم داشتند که آن ادامه همین محاسبات بود

یکی از دو راه موثر پیش روی ما عمق دادن به دادهها یا گسترده کردن اطلاعاتی بود که می توانستیم برای قضاوت و ارزیابی مان استفاده کنیم. نتیجه کار ارائه شاخص های بیشتر بود و لازمه آن اضافه کردن برخی فراینده ها به پروسه تولید آمار.

راه دوم که یک بار در یکی از جلسات کمیته کیفیت به آن اشاره کردم این بود که چه معنی دارد ما با شاخص هایی که عمدتا غیرمستقیم درباره کیفیت حرف می زنند کیفیت یک محصول را اندازه بگیریم، سپس به آن اندازه نگاه کنیم و اگر آن را نامناسب یافتیم برویم اقدام اصلاحی را پیشنهاد کنیم. چرا نتوانیم بدون اندازه گیری و فقط با توجه به شهودی که از مشکلات داریم مستقیم به اقدامات اصلاحی فکر نکنیم؟ جالب این بود که ما همه مشکلات تولید کیفی آمار را بارها و بارها بازگفته و بازشنفته بودیم و چیزی از ما مخفی نبود!!

این ایده دوم، طرفدارانی داشت. بخصوص از میان کسانی که نمیخواستند درگیر محاسبات و پاسخگویی به چرایی مقدار شاخصها باشند. بالاخره برخی از طرح هایی آماری کوچک، شاخصهای عجیبی داشتند که از بد حادثه، بنا به مشکلاتی که همه موجه می دانستیم قابل توجیه بودند!!

یک مورد دیگر در مورد شاخصها این بود که ما نباید این شاخص ها را در اختیار مردم قرار می دادیم! یا به شاخصهایمان مطمئن نبودیم یا چون از پس مشکلات کلان که ازعهده اداره ما خارج بود برنمی آمدیم ترجیح می دادیم  حساسیت اضافی بر اعتبار کارمان نیافزاییم. ایده قوی تر اینکه، اصولا آمار هرچند با دقت کم تولید شود از نبود آمار مفیدتر است. شما برآوردی از مدت زمان سفرتان داشته باشید بهتر است یا هیچ ایده ای نداشته باشید؟ مهم تر از آن، اگر ابزار اندازه گیری شما، به طور منظم همواره یک مقدار مشخص کم یا بیش برآورد کند، شما با وجود دقت ناکافی ولی با حس تغییرات شاخص هم میتوانید تصمیم خود را درست بگیرید!

سوال: آیا با توجیه بالا، می توانیم بگوییم کیفیت /دقت یک آمار چندان هم اهمیتی ندارد؟ قطعا نه! در توجیه بالا، فقط به سودمندی حداقلی آمار بسنده کردیم. قطعا اگر آمار با دقتی در دسترس باشد ما علاوه بر حس تغییرات، بهره های دیگری هم خواهیم برد.

گفتم که در جلسات ما به راه دومی اشاره می کردیم، حقیقت ماجرا این بود که ما کاملا نمی دانستیم راه دوم چه باید باشد. می توانستیم بگوییم برویم فرایندهایمان را ایده آل و آرمانی کنیم، اما گفتن این حرفها کافی نبود، چرا که فرایند آرمانی چیست و هزینه آن را کسی متقبل نمی شود. چه انگیزه ای باید باشد تا ما در فرایندهایمان بازنگری کلی کنیم؟ فرایندهایی که کاملا به ساختار کلان اداری کشور وابسته می شد. مثلا گردش مالی طرح های آماری را که در دستگاه های مختلف برای تولید آمار در جریان بود را چه کسی و با چه انگیزه ای می توانست تغییر دهد تا بلکه دقت و کیفیتی که خود آن فرد ایده ای از آن نداشت بهبود یابد!

به نظر می رسید ما در یک چرخه کشنده گیر افتاده بودیم و البته این چرخه را به یاد بسپارید چون آن را همه جای زندگی خواهیم دید!!

پایان قسمت اول

سعید قاسمی زاده تمر


سعید تمر

نظرات  (۱)

مثل
مثل این که شما چیزی را دستت بگیری و بگی خوبه
من بگم می دونم اون چه دستته کافی نیست
و تو بگی
خب پس حرف تو چیه
و من نقطه ای در دو متری جلو چشمام را نشان بدهم
دستم را دراز کنم اون روشنی کوچک کرم شبتاب مانند را بخواهم با دستم لمس کنم و بگم: این
و تو بگی مبهمه
و من بگم این که دستم نیست قانع کننده تر از آنیست که دست توست
به همین سادگی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی