سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

این سوال چندین و چندبار تکرار شده است و خواهد شد:

تخصص من چیست؟

خوب یا بد، من سعید تمر، تخصصی ندارم. یعنی نمی توانم من به طور خاص روی چه چیزی متمرکز هستم. شاید وبه احتمال بیش از 90 درصد، این یعنی یک فاجعه!


این پست باز بماند تا همواره به آن برگردم.

مثال: پژوهش برایم من زندگی است ولی به نظر می رسد پژوهش های مدت دار خیلی طرفدار دارد. من نمی فهمم انجام تحقیقات و ارائه آن در قالب یک بسته مجلد یعنی چه! البته سعی می کنم بفهمم!

من تحلیل سری های زمانی را بلدم  و به سه رویکرد مختلف هم بلدم. اما نمی توانم خود را متخصص بدانم شاید علت آن آشنایی ام با حوزه های پژوهش جدیدتر سری زمانی است.

آیا تخصص  نسبی است؟

من تحلیل داده های گم شده بخصوص در مدلهای خطی عام/تعمیم یافته را بلدم و پایان نامه و مقاله دارم.

من آینده نگری راهبردی را خوانده ام و شاید بتوانم مدیریت کنم ولی پیاده سازی نکرده ام

من درباره تحلیل علایم ضعیف و اهمیت آن و کاربردهای آن مطلعم

من پویش محیطی بلدم و میتوانم پیاده سازی کنم

من با مدیریت و تفکر استراتژیک آشنایم و میتوانم راجع به آن حرف بزنم، شاید تدریس هم بکنم

من با تفکر سیستمی و مدل سازی داینامیک آشنایم و میتوانم راجع به آن سخنرانی هم بکنم

من با سناریو نگاری آشنایم ولی کار عملی بزرگی انجام نداده ام

من با بیگ دیتا آشنایم

من عاشق آی تی هستم و تحولات دنیای آن را دنبال کرده ام

من به فرهنگ و رسانه، به اقتصاد، سرمایه گذاری و بورس هم علاقمندم

اما من متخصص نیستم


مورچه وار
ما در باتلاق جهالتیم و تفکر افسارگسیخته
هر نفری برگی می نویسد، متقن و قابل قضاوت
برگ ها بر روی باتلاق جهالتمان می افتند، بی آنکه همه ما آنها را بخوانیم
برگ روی برگ
و بالاخره، برگها آنقدر انباشته می شوند که یک نفر بتواند بر روی این باتلاق قامت راست کند و به نور سلام گوید.

آیا حاضری موری از بیشمار موری باشی که کمک می کند انسانی بر این باتلاق جهالت قامت راست کند؟
--------- این توصیفی است که من وقتی به سیستم عظیم تولید محتوای علمی در جامعه غربی تر فکر می کنم و چرایی و گونگی فایده رسانی آن

باید قبول کنیم ما مورچه ای بیش نیستیم و کاش میتوانستیم مثل مورچه به وظیفه خود به درستی عمل کنیم.
سعید تمر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی