سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها


پاسخ من «چرا دوره گذار ما طولانی شد و خواهد شد؟»:

1- برنامه ریزی پیوسته ای  نداشتیم 

ما به طور مشهود از زمان میرزا عباس درگیر توسعه خواهی هستیم. اما سامانه ای که پیگیر این توسعه خواهی باشد را نتوانستیم بیافرینیم.

منظورم به تقسیم بندی زیرسیستمهای یک سیستم پایا است. دولت ما تولیداتی دارد. دولت ما می بایست زیرسیستمی برای برنامه ریزی توزیع پشتیبانی از این تولیدات داشته باشد و بالاتر از آن سیستمی برای طرح عملیات، نظارت توزیع پشتیبانی، در سطح چهار تحقیق و توسعه برنامه ریزی و کنترل، در سطح پنج تصمیم سازی آینده نگرانه و هویت ساز.

شاید بتوان ادعا کرد ما زیرسیستمهای مراتب بالاتر مثل هویت ساز را هم داشتیم ولی در آن میانه ها و در کل در کیفیت و شیوه عمل این زیر سیستم ها مشکلاتی داشتیم. باید با شجاعت و جرات برگردیم و خود را جراحی کنیم. طرز فکر و حتی ایدولوژی خود را مورد نقد قرار دهیم.

2-اگر برنامه ریزی پیوسته هم داشتیم باز کافی نبود! 

دوستی در مورد کسب و کار شخصی و شرکتی میگفت: برنامه ریزی برای توسعه و پیشرفت خوب و ضروری است ولی کافی نیست!

راست می گوید. در زمان درست در مکان درست بودن، پرفکت و مکمل بودن و هنرمندانه عمل کردن چیزی نیست که با برنامه ریزی بدست آید اما دور از دسترس هم نیست. کافی است آن جامعه در مرزهای پرونده ظهورها و انکشافها سیر کند، چیزی شبیه به آمادگی همیشگی، سرزندگی و بالندگی... 

چگونه حاصل می شود؟ با اجازه دادن به شکوفایی تک تک افراد جامعه، با میدان دادن به مردم..

3- ادامه کافی نبودن ها: توجه به محیط و همسایگان

اینکه در داخل کشور بنشینیم و خود را خیرخواه همسایگان قلمداد کنیم کافی نیست.چه بخواهیم چه منکر شویم برخی از همسایگان برخی زمانها علیه ما و اقدامات ما تحریک شده و میشوند. دنیای عرب بعنوان همسایگان عزیز و قوی ما، همیشه مورد انکار بخشی از جامعه مایند و البته با سواستفاده و فرصت طلبی رقیبان فرامنطقه ای ما نسبت به ما نفرت پیدا کرده اند. همین قضیه را در طول چهارصد سال اخیر میتوانید در همه جهات جغرافیایی رصد کنید.

ما متوجه محیط خود نیستیم و دوست داریم محیط پیرو ما باشد در حالی که ما بخشی از تمدن اسلامی منطقه ایم و انکار مساوی است با ناسازگاری بودن و میدان عمل برای دیگران بودن! 

ایران من باید مسوولیت پذیر تر از این حرفها باشد. (این نکته را اصلا دست کم نگیرید ما آموزش دیده ایم چیزهایی ببینیم که دیگران مسخره بپندارند ما آینده پژوهیم! چیزی که خیلی ها جدی نمی گیرند ولی آن ملت هایی که جدی گرفتند متمایز شدند)

4- خودمان باشیم.

خودآگاهی نسبت به شیوه تفکر و شیوه تعریف ایران بیابیم. شاید این تعریفی که از ایران داریم را زیباتر از این بیابیم. آیا این تعریف ما از ایران است یا تعریف دیگران از ایران؟

بگذریم!

اوتوپیاها را جدی بگیریم. اوتوپیای ایران ما از حالت جمعی و توده ای به حالت انفرادی فروکاهیده. میتوان با تمسک به ارزشهای جمعی، همت ملی آفرید. ما نیازمند همدلی ملی هستیم. رهبرانی برای آینده.

من نگرانی ام این است که ما تربیت کننده رهبران بزرگ برای مدیریت خودمان نباشیم و توهم برما غلبه کند.

بترسیم و کمی محتاط باشیم.


به بیراهه نروم.

والسلام.




سعید تمر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی