سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

هر کاری کردم قانع کننده نبودم

تسلیم شدم.

اما یک چیز بدست آوردم

For peace

4peace

و تمام.

باقی معلوم نیست قاطعانه به چیست؟! ما نمیدانیم پس بهتر است کاری نکنیم!



نظرم را قبلا در مورد مذاکرات هسته ای گفته ام. آنجا که از فهم غربی از مذاکره گفتم یا آنجا که باید گذاشت و بی چشم داشت رفت!

برخی دومی را نشانه تسلیم شدن دانستند، اما چه تسلیم شدنی، صحبت از خروج از بازی باخت باخت هسته ای است! [صد البته این نظر من است و مسولیتی بر منتشر کننده نیست].

امروز اوباما و جمهوری خواهان هم زبان شده اند که ایران به سم مهلک تحریم گرفتار است و زمان می طلبد که ایران فلج شود!
پاسخ ما در این سوی میدان چه باید باشد؟
الف- عده ای [مثلا زیر ده درصد جمعیت] چنان کینه بر دل برداشته اند که میگویند کنار بایستیم بلکه غرب کاری بکند! چه کاری بکند؟ جز ویرانی برایتان آرزویی ندارند!
مهم نیست این ها چقدر موجه اند یا غیر موجه! آنها انتخاب می کنند که به تماشا می ایستند!
زمان میتواند اثبات کند که چقدر این ایده میتواند فلاکت بار باشد!
عقلای قوم و نخبگان واقعی نباید در این گروه باشند، اگر در این گروه هستی و کاری از دستت برمی آید، بهتر است در معنی عقل، از نو بیاندیشی!
اگر ناامیدی ویا زخمی خورده ای و نمیتوانی بلندتر از نظام برای مردمت بیاندیشی، حرفی ندارم که قربانی ناکارآمدی ها هستی، خدا کمکت کند!
اینان دشمن نیستند اشتباه نکنید، هر کدام از اینها، اگر ریاستی، مقامی و منزلتی همچون دیگر همراهان [گزینه ب 2 در ادامه] داشتند، بهتر از ایشان امیدوارانه فرمان می راندند و می بردند! مساله ناکارامدی و توزیع نقش هاست!
ب- عده ای [مثلا بالای سی درصد جمعیت] از اول با نظام همراه و عده ای هم دل بودند، برخی در گوشه کنار کشور صادقانه و باورمندانه در تلاشند که مشکلی از پیش پای دولت و مردم بردارند.
از این عده برخی با نظام بدجور همگامند! نظام هوای ایشان دارد و ایشان هوای نظام! مدیرند و رییسند ویا تاجر، به هرحال گذرانشان با ثبات نظام عجین است. اینان همدل نیستند همراه ند! این تفکیک شاید کارساز افتد! [با تقسیم بندی ها به جایی نخواهیم رسید، ولی اینجا در نظریه، میخواهم موانع همدلی و همزبانی را برای خودم و مخاطبانم روشن تر کنم]
ج- عده ای[مثلا پنجاه درصد جمعیت]  به قول خودشان نه ته پیازند و نه سر پیاز! مردمی هستند که هم موافق و هم مخالف نظام هستند. فرقی نمی کند رایشان مثبت پایدار است یا منتفی و منفی لازم!
کلید و برون رفت کشور ما در دست این عده کثیر است
د- عده ای [مثلا ده درصد جمعیت]  با نظام هم دل می شوند، اینان از گروه همراهان نیستند، اینان می آیند که در مقابل زورگویی و فرصت طلبی غرب، انتخاب فعالانه تری داشته باشند. می آیند که شرمنده خودشان، مرامشان و اعتقادشان برای مردم نشوند. 

سعید تمر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی