سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

همین الان در اتاق روبه روی بنده، جلسه ای برگذار می شود که مربوط به طراحی یک سامانه اطلاعاتی است.

در یک طرف، دفتر موضوعی قرار دارد که بهره بردار سیستم است

در طرف دیگر، دفتر طراح سیستم که افرادی آی تی مبنا هستند.

من متعلق به دفتر اولم. 

اعضای تیم ما، مدیر (که یک محقق قدیمی است)، یک خانمکه سرگروه بهره برداری است و به قولی ده سال سابقه با سیستم قبلی دارد، مشکلات سیستم قبلی را م یشناسد و یک نفر که مطمئنم فقط خشونت حضور دارد. نفر دیگر هم که دوستم است و پرسابقه اما 

اما آی تی من نداریم.

آی تی من دفتر منم که جایی در جلسه ندارم! چرا؟ نمی دانم. SQL کمی بلدم، دیتا مدل می شناسم و طراحی هم دستی دارم.

زبان مشترکشان من بودم. چون رفیق فابریک دوستان طراح هستم. ولی ساختار اداری میگه من نباید دخالت کنم!


چنین موردی به کرات مشاهده کرده ام.

عده ای عضوند چون قبلا بوده اند و کاری هم جلو نمی برند.

مناصب و فرصتهای کاری در اینجا به ارث می رسد.


حالا پیش بینی جلسه:

دفتر طراح بر اساس هرآنچه که می تواند طرحی می آورد و تمام. بی انکه دفتر ما به خواسته ای برسد. سیستم قبلی را کپی می کنند و تمام.

چرا؟ چون مدیر طرف ما اصلا معلوم نیست چی داره میگه، چی میخواهد؟ در اتاق بازه، صداشون را می شنوم خب.

جالبه مدیر طرف مقابل را هم می شناسم، درد اینه که ایشون هم اینکاره نیست! فقط یک ده سالی است مدیر این بخشه! تنها مزیتش همین ده ساله!

جالبه چند ماهه میگویند فرایندهای این سامانه قابل انتقال به دل شبکه ... فلان نیست. چیز جدیدی پیدا نکردیم!

داستان چیه؟ این شبکه **** توصیه و فشار رییس اعظم است و مدیر طراحی هم در مقابل آن شبکه مقاومت دارد. فعلا دو هیچ به نفع «نمیشود!» چون هر دو مدیر می گویند نمی شود و چرا ریاست پشتیبانی شرکت قبلی از سامانه قبلی را لغو کرده!!


بسه دیگه

خاله زنکی دیده شدم در این نوشته، اصلا نزدیک نشدم به مساله!

-------------------------

ادامه داستان جالب تر شد.

الان نیم ساعته تیم طراحی دارند به صورت تخصصی مشکلات کار خودشان را بحث می کنند و تیم طرف ما هاج واج یک سری کلمات مبهم را گوش می دهد!! 

این بحث ها را میتوانند دفتر خودشان بشینند بحث کنند، اصلا هدف جلسه چی بود؟


خداییش کر کر خندس

نمی فهمید چی می گم که، چون نمیتونم فضا را خوب ترسیم کنم ببینید اوضاع چرا اینجوریه!!

هاها

طرف اولی اگر یک ذره اعتماد به نفس داشت یا میفهمید که جایگاهش چی باید باشد، ده دقیقه هم این روند را تحمل نمیکرد و می رفت سراغ خواسته های خودش

ولی خداییش خواسته شون را نمی دونند چیه!!

کر کر خندس!!

چیه؟ دلم خنک شده؟ نه 

پس چرا گریه نمی کنی به حال روز اداره ات؟

چی بگم والله

اگر نخندیم چه کنیم! همش که نمی شه زقیتیم بود!

به جاش می روم سراغ پروژه خودم

اوجا بودم الان باید صورت جلسه بعد اجلاس را هم می نوشتم! چه کاریه! 

فقط یک ذره حس مفید بودن ا زدست می دهم! همین

کشورم چی؟

ناقابل، 100 میلیون تا 1 میلیارد تومن در دو سه سال آینده ضرر می کنه!

اگر شعار بدهید که چرا نرفتی و بهمان نکردی، می سپرمت به داعش ها!!

------------------

از نهار برگشتم جلسه آخرهایش بود

یک چیزی را اصلا حواسم نبود. 

جلسه و هدف از جلسه در ذهن من و شما با مدیران مذکور تفاوت دارد

جلسه برای ایشان یعنی تفاهم برای منافع عجیب و غریب.

تفاهم شد که مسیری را برویم جلو که بعدا بتوانیم اعلام کنید تحت آن شبکه مذکور نمی شود کار کرد و ببریمش برونسپاری کنیم!

طرف اول چون عادت دارد از بیرون کسی بیاید و ساپورت کند

طرف دوم هم دوست دارد برونسپاری نماید، دوست دارد خب!

شبکه داخلی هم فعلا ..

اصولا در اینجا همه راضی هستیم.

دیروز باخودم جمله طلایی ام را مرور می کردم.

هر لحظه و دفعه که با اهل قدرت سر ناسازگاری می گذاری ولو به دل، یک متر از قدرت و ثروت خود را دور تر می کنی به جد!


والله

کی گفته اینجا ما کار نمی کنیم

کی گفته اوضاع خوب نیست

کی گفته ما آدمهای خیر و درست کار نیستیم

کی گفته ما کارمان را بلد نیستیم؟

ما بیستیم. بیست!

مملکت هم رو به رشد است. ما که حقوقمان را میگیریم، مردم هم که کشور پیشرفته ای را خواهند دید انشالله

یا حق

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی