سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

به مثال زیر توجه کنید:

داده هایی خام به یک آمارشناس ارجاع می شود که از روی آن یک چکیده اطلاعات تهیه کند و همزمان اگر ایراد و تعارضی با سامانه مبنا (منبع داده ها) بود گزارش کند.

دقت: دو کار متفاوت همزمان مواجه هستیم. شاید بپرسید این چه کار مزخرفی هست، یک سری داده خام دارید چه تعارضی باید باشد!! بلی این هم از همان کارهای خارق العاده ماست. سامانه طراحی می کنیم که کار آسان شود یا مشکل افزون شود؟


آمارشناس بدبخت، بی توجه به این که مخاطب اول هر قلم خوردش، خود او نیست بلکه یک تایپیست است که قرار است داده ها را برای چاپ آماده کند!!

دقت: این که برای یک کار کوچک، چرا باید تایپیستی جدا باشد هم یک مساله دیگر است. آیا نمی شود آمارشناس ما کارهای تایپ هم تکمیل کند؟ حداقل قسمت اول را؟ نه! تایپیست چون با افراد مختلف هماهنگ هست نمی تواند فایل شما را جدا در اختیار شما قرار دهد!! با تحمیل دیگری که نمی خواهد یا نمی تواند تایپ را خودش تکمیل کند مجبورید شما هم با تایپیست هماهنگ شوید!!

حالا امور تایپ چه قدر هست؟ تعدادی اصلاح در حد ممیز بعد از عدد، اصلاح چند عدد، و حداکثر!! حداکثر تنظیم الگوی جداول! خطش یا فونتش هم اگر ایراد داشت باید دوباره بهش بگی!! پس چی فکر کردی!!

حالا اگر کارها را سبک کنی در حدی که نصرفد یک تایپیست استخدام شود چه؟ نمی شه با استخدام موقت یک تایپیست یا پرداخت بیشتر به یک تایپیست استخدامی کار را تمام کرد؟ می شود! ولی وقتی می شود باج ستاند چرا نستاند؟!؟!؟!؟!؟!؟!


برگردیم سراغ آمارشناس بدبخت کشورتان!

بدبخت مذکور باید، از روی ستون نرخ بیکار چند استان، دنبال رتبه بندی است تا سه استان افتضاح و سه استان خوب  را برای قسمت چکیده آماده کند! او چشمی نگاه می کند و ابتدا چند عدد بزرگتر را علامت می زند و مقایسه می کند و سریع عدد 1، 2 و 3 کنار علامتهایی که زده است نوشته می شود.


نفر مسوول می آید و برگه هایت را می گیرد و می برد بدهد به تایپیست! نه دستور می دهد که بدهی به تایپیست! تو هم خوشحال از این که مجبور نیست خودت اصلاح انجام دهی می سپاری به تایپیست!

تایپیست هم که می داند استخدام شده است که اصلاح کند. حالا خط زده باشی یا نزده باشی، هر عددی با خودکار کنار عدد تایپی قبلی یعنی اصلاح!!

به همین راحت، دوماه بعد متوجه می شوی که رتبه های تو، یعنی 1،2 و 3 نشسته است به جای ارقام نرخ بیکاری افتضاح ترین استانها که 15، 16، 18 درصد است!!


حالا مرجع قضاوت کیست؟

به تایپیستها نشان دهی، می گویند خب هرچیزی به ما ارجاع بشه یعنی اصلاح کن! به مدیر نشان دهی که اصلا این کار را نکرده می گوید خب باید دوباره نگاه می کردی ببینی اصلاحاتت را درست انجام داده!

آخه کسی نیست بگه، اصلاحات من کجا و محاسبات شخصی من کجا!!

-------------------------------------------------------------

حال برگردیم به سراغ نظریه!

هر اجتماع با هر هدفی از  انسانها و مولفه های مختلف تشکیل شده است. اگر می پذیری که بخشی از تیم باشی، محدودیتهایت به اندازه شدیدترین محدودیت اجتماع، بسط خواهد یافت! 

حال می رسیم به تقسیم قدرت!

در اجتماع شما، بخشی پیشرو و یادگیرنده اند و برخی دیگه ازشون گذشته این جینقولک بازی ها!! ما با پدیده حکومت گرونتوکراسی طرفیم!! یعنی هر بخشی از اجتماع تلاش خواهد کرد ماهیت کار را چنان تعریف کند که طرف دیگر کمتر تمایل به حفظ میدان باشد و باید قدرت با بگذارد و برود!! به همین سو قسم!!

باقی مطلب هم بیخیال. ابتذال بد است. اگر حقیقت را زیاد کنار بزنی، مبتذل می شود.



نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی