سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

می گفت دوست داره بعد چندسال (کار کاملا حرفه ای در تهران در زمینه مدیریت فناوری) برگرده به روستاشون. چقدر حسرت آور بود موقعیت فعلی و چندسال بعد او. ولی او میخواست برگرده به روستا و به یک زندگی ساده و آروم.

چه ارزشی داشت تخصص و حرفه و پروژه، در مقابل زندگی از دست رفته! او نمیخواست ماشین پول سازی شودش.


یکی دیگر بود که قبلا کارمند ستادی یک بانک بزرگ بود. الان اخبار سیاسی را دنبال می کند و گاهی نوشته ای هم می نویسد.

کار حرفه ای اش هم در علوم پایه است!

برنامه نویسی می کند، فلسفه میخواند و به آینده می اندیشد!


دیگری هم حرفه اش تکنولوژی آموزشی است، وارسته وارسته، شعر می گوید، فلسفه می داند و در عشق خدایش می سوزد. او دیگر از هر دو آن بالایی ها دیوانه تر است!


یکی دیگر را از دست دادم، یکی دیگر هم که رفته خارج

دوستان من، هر کدام دیوانه تر از دیگری اند اما دوستان منند.

آنها اگر پول دربیاورند، پولشان کلان است. اما آنها به هیچ چیز دل نمی بندند. میخواهند ولی در عمل وارسته تر از آن خواستن هایند. ممکن است اقتضای روزشان بدنبال پول هم بروند. ولی آنها

نه میخواهند سیاست مدار باشند

نه میخواهند کارشناس زبده فلان موضوع باشند

نه میخواهند مقاله نویس ژورناله های خارجی باشند

و نه میخواهند رییس باشند.

آنها برای هیچ چیزی نمی جنگند جز برای یادگیری و کنجکاوی خودشان. آنها فقط گاهی شبیه مایند!

با معیارهای شما، آنها موفق نیستند! 


به نظر می رسد نقدترین بازاری که قدرشان را می داند، بورس است. آنها میتوانند همه مهارتشان را در بورس نقد کنند، چون جامعه ای که دنبال یک لقمه نان است قدر فرزانه و حکیم عالم را کمتر می تواند بداند! اما آنها پول هم نمیخواهند! آنها اصلا رقابت نمی خواهند و دنبال اثبات هیچ چیزی نیستند!!

آنها دوستان منند! دوستان من الگوی منند!

خدایا حفظشان کن




سعید تمر

آیا مردم و مصرف کنندگان مسوول کمبود نقدینگی خودروسازهای مثلا ملی هستند؟

هر روز بیش از دیروز متقاعد می شویم که تولید داخلی خودرو ملی نیست و مردم نباید تاوان این صنعت را بپردازند. شاید دقت کرده باشید که در گزارشهای چند سال اخیر خودروسازان اذعان و اعتراف می کنند که 20 درصد از هزینه نهایی خودرو بخاطر سود وامهایی است که خودروسازان به بانکها می پردازند. لینک خبر

تا اینجای کار مشکلی نیست. اما چرا خودروسازان وام میگیرند؟ چرا خودروسازان مشکل نقدینگی دارند؟ مگر غیر از این است که سهام خودرویی ها در بازار بورس به مردم [شما باور نکن] واگذار شده است؟ مگر نمی توان با افزایش سرمایه از محل آورده نقدی میتوان مشکل نقدینگی این صنعت را حل کرد. اما چرا مدیران محترم خودروساز مشکل نقدینگی را از جیب مردم (20 درصد) می پدازند؟

فرض کنید خودروسازان تمایل داشته باشند وامهایی با سود بالاتر مثلا 60 درصد دریافت کنند. آیا آنها حق دارند این هزینه کمبود نقدینگی شان را به شورای رقابت یا مردم و مصرف کننده نهایی که به امید حمایت از تولید ملی، جنس ایرانی می خرد تحمیل کنند؟ آیا هزینه مالی مالکان خودروسازها، باید در قیمت تمام شده کالای ایرانی حساب شود؟ اگر اینگونه است، برای خودروساز چه فرقی می کند وام 20 درصدی بگیرد یا وام 60 درصدی؟ آیا این بی مسوولیتی در قبال مصرف کننده نیست؟


از دید عموم، تصاحب کنندگانی بر دو خودروساز ملی چنبره زده اند که پول کافی برای بلعیدن این صنعت را ندارند. بنابراین این سالها را با کمبود نقدینگی می سازند تا بلکه روزی راحت تر بتوانند این صنعت را به اسم خود درآورند. شاید پاسخ دهند که وقتی فردی سهام شرکتش را می فروشد پولش را برمیدارد و از آن صنعت خارج می کند. در این مورد فروشنده دولت بنمایندگی از صاحبان بیت المال واگذار کننده است. آیا هیات مدیره خودروسازان نمی تواند کمبود نقدینگی را از محل افزایش سهام و آورده نقدی سهامداران تامین کند تا بلکه خودروسازان با نقدینگی کافی به تولید بپردازند؟ امیدوارم پاسخ کافی باشد.

در چنین تصویری چگونه می توان انتظار داشت که همت ملی برای دفاع از تولید ملی شکل بگیرد؟ اساسا باید پرسید کدام تولید ملی؟ آیا تولید کننده نباید نگاه ملی داشته باشد و فقط مصرف کننده است که باید نگاه ملی داشته باشد؟

سعید تمر

به عربستان کمک کنید خودش را آتش نزند!

پادشاهی عربستان سعودی کشور قدرتمندی است که منافع مشترک زیادی می­تواند با ایران اسلامی داشته باشد. اما همراستایی ایران و عربستان در حل مشکلات منطقه ای و جهان اسلام هر روز باورناپذیرتر می شود تا بدانجا که پیش رفته که خواننده این سطور صحبت از منافع مشترک ایران و عربستان را مضحک می یابد. شکی نیست وهابیت و تکفیریگری با هر چیزی غیر از خود دشمنی ذاتی دارد و البته عدم انسجام و جدیت اهل سنت و شیعیان باعث شده است با شیعیان به طور آشکارا اعلان جنگ نماید. اما دولت عربستان میتواند غیر از این باشد. هدف این نوشته منافع مشترک دو کشور قدرتمند اسلامی منطقه نیست. در این نوشته خطری که عربستان آینده منافع منطقه ای را تهدید میکند را برجسته می کنیم.

سعید تمر

تازه به دوران رسیده ها را تحقیر نکنید، تحمل کنید.

در خاورمیانه، اگر کشوری قدرتمندتر از آن شود که از کنترل خارج شود دچار تله صدامی می شود. یعنی قدرتش او را به سمت فنا سوق می دهد!

صدام اول به دام جنگ با ایران افتاد. سپس در دام کوچکتری بنام کویت گرفتار شد و قدرتش بلای جانش شد.

برخی که متهم به توهم توطعه می شوند ایران را نیز دچار دام داخلی می دانند یعنی میگویند هرگاه جمعیت جوان کشور و سرمایه انباشته افزایش می یابد ایران دچار بلاهای ضد توسعه ای مثلا درگیری سیاسی بلندمدت(انقلاب) یا رقابت امنیتی و بازی هسته ای  می شود. 


می توان چنین دامی را برای مصر نیز متصور شد.

اما الان عربستان بسیار قدرتمند تر شده است. برخلاف عراق صدامی که قدرتش نیروی زمینی بود قدرت عربستان اقتصادی و نیروی هوایی است. 

از این نظر عربستان نیاز ندارد وارد خاک ایران شود. 

عربستان برخلاف صدام، اول با مهره کوچکتر درگیر شده است یعنی یمن. اگر جان سالم بدر ببرد حتما به سمت ایران سوق داده خواهد شد.

پس منتظر جنگ بر فراز خلیج فارس باشید. بمباران های هوایی عربستان در جنوب و جنگ دریایی ایران در سواحل عربستان و موشک باران شهرهای عربستان دور از تصور نخواهد بود.

پس بهتر است از تحریک عربستان بپرهیزیم. به خاطر بیاورید که زمانی صدام هم عربده می کشید و ما باز کوتاه نمی آمدیم. عاقلانه تر و به صلاح هر دو کشور است که ایران کمی مدارا کند. بالاخره عربستان هم میخواهد سهمش به رسمیت شناخته شود.


یادتان باشد، وقتی موصل سقوط کرد همه شما باور کردید که داعش می تواند در عراق جولان دهد. وقتی نفت به 40 دلار برگشت باورتان شد اما قبل از آن این موارد برایتان خنده دار بود. چه اشکالی دارد ته ذهنتان به عربستان یاغی هم فکر کنید. من فکر کردم.

پیش گو نیستم. قرار هم نیست این حرفها بعدها افتخار ما شود. فقط آمادگی ما را بیشتر کند کافی است.


سعید تمر

چیزی که اذیتم میکنه اینه که طرفین خشن (چه در ایران چه در اسرائیل) نگاه می کنند ببینند طرف مقابل چقدر خوشحال است تا بفهمند و تحلیل کنند که چقدر مذاکرات بد بوده است.

من طرفدار مواضع دلواپسان یا صهیونیستها نیستم بلکه بدتر، من دولایه با ایشان مخالفم.

از نظر بنده که در فیسبوقم همان وقت توافق نوشتم صحبت از پیروزی و یا شکست و الان هم صحبت از خیانت و قهرمان.. مسخره است.

یک دستمال کثیفی برجا مانده بود که کسی باید سراغش می رفت و دستش را می آلود و دور می انداخت.

یا مثل زمان تسلیم شدن فرانسه به هیتلر باید ژنرالی اولا می بود و دوما می رفت و تسلیم نامه را امضا می کرد.


یک ملت و یک دولت چندین ساله خوابه خوابند و انتظار دارند پیروز هر میدانی هم باشند.

هسته را نمی گویم از اول اشتباه بود یا نمی گویم که لقمه ای بود که خود دستگاه های جاسوسی در دامن ما گذاشتند. ولی هرچه بود الان با وجود تحریمها تبدیل شده بود به یک مانع

و ما الان داریم از این مانع گذر می کنیم. یعنی باید گذر کنیم.

کسانی که ادعا می کنند می شود از این کوچه بن بست باز هم به روش فرار به جلو در رفت، به نظرم هیچ شناختی از فاجعه ای که در کشور در جریان است ندارند.

ما در مقابل آیندگان شرمنده هستیم و خواهیم بود ولی اگر توافق نکنیم شرمنده تر خواهیم بود. با این تفاوت که سندی برای آیندگان از شرمندگی اولی برجای می گذاریم ولی در دومی آیندگان تقریبا نمیتوانند اثبات کنند که ما شرمنده ایشانیم. بهتر خود را فریب ندهیم. گند زده بودیم و الان داریم گندمان را جمع میکنیم!

در این مذاکرات، قبل آن و بعد آن هیچ جای مباهات و خودفریبی نداریم. شاید تنها افتخارمان، آقای ظریف باشد که راه جمع کردن تمیز این گند را نشانمان می دهد!!

من اجازه نمی دهم در این گندبازار کسی برایمان قهرمان و منجی بتراشد.

شرم و فقط شرم. اما رو به جلو. 

باید گذر کنیم از این شرم.

باید جبران کنیم این شرم را.


گاهی و فقط گاهی تسلیم شدن شاید بهترین گام رو به جلو باشد. کسی چه می داند؟

-------------------

اوایل اسفند ماه گذشته بود که پس نگری ده ساله، یعنی 1403 را می نوشتم. ولی باز کوتاهی کردم و به موقع منتشر نشد. ما آینده پژوهان نیز باید شرم کنیم که به موقع در کنار مردممان نبودیم.


سعید تمر