سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۴ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

آمار همچون نمک ضد فساد است اما..

در آستانه روز آمار و برنامه ریزی قرار داریم و امسال بنا به مصادف شدن اول آبان با عزاداری های حسینی، مناسب است اگر از خاصیت اصلی آمار یعنی مبارزه با فساد بگوییم.  مثالهایی را مرور کنیم، از موانع پیش روی آمار و مبارزه سیستماتیک با فساد بگوییم.

قبل از ادامه بحث مبارزه با فساد مروری بر نوشته های دو سال قبل، آمار بعنوان یک کالای عمومی و خردورزی در اتخاذ سیاست داشته باشم.

در سال گذشته از  لزوم محاسبه ­گر شدن سیاست گذاران به کمک آمار گفتیم و یک مثال واقعی از تصادف رانندگی را و نحوه برآورد هزینه های عمومی یک تصادف برای شهروندان تهرانی گفتیم و نشان دادیم یک تصادف با ده دقیقه ترافیک سنگین حداقل 50 میلیون تومان به اقتصاد شهروندان زیان می رساند حال این وظیفه سیاستگذار است که چگونه این هزینه ها را کاهش دهد.  اگر سیاستگذار فقط در برخی معابر هزینه های مقصیرین تا حد 50 میلیون تومان را به نحوی برعهده بگیرد [با این قید که مشوق تصادفات نباشد یا هزینه ایجاد ترافیک سنگین از طرفین یا مقصر اصلی مطالبه کند!] باز راه بیراهه نرفته است و هزینه عمومی شهروندان را کاهش داده است. لینک

در روز آمار دو سال قبل از ویژگی کالای عمومی بودن آمار گفته بودیم. آمار همچون تولیدات سینمایی، کالایی است که اولا هر نهادی نمیتواند تولید کند لذا وظیفه دولت و حاکمیت است که در این راه سرمایه گذاری کند و ثانیا مصرف کننده محدودی ندارد و عموم مردم میتوانند از فواید آن بهره مند شوند.

 

آمار خاصیت ضدفسادی دارد.

مثالهای زیادی از فساد در جامعه امروز میتوانیم نام ببریم. فساد مالی، خطر سو استفاده از حق اختیار روئسای سازمانها، شائبه بهره مندی برخی افراد از اطلاعات پنهان در بورس، خطر فاکتورسازی برای خریدهای صوری یک شرکت، فرار مالیاتی، مدرک گرایی برخی قدرتمندان، خرید مدارک بدون اخذ تخصص کافی  و فریب رای دهندگان با عملکردهای غیرواقعی برخی از این فسادها هستند.   فرض کنید بخشی از جامعه از عملکرد استخدامی یک نهاد گله دارند و شائبه وجود معیارهای نانوشته در به کار گیری برخی افراد وجود داشته باشد.

مقابله غیر سیستمیک

چگونه می توان با این فسادها مقابله سیستماتک (یعنی منظم و بدون وابستگی  به وجود  فرد پیگیر) ساخت؟ اول صورت مساله را بیشتر باز کنیم. فساد در جامعه امروز ما چگونه شناسایی و چگونه مقابله می شود؟ این یک مدل از مبارزه با فساد است که ویژگی های سیستمی را ندارد:

 1_ اگر فسادی در یک بخش از جامعه یا اداره ای وجود داشته باشد به خودی خود مشخص نیست. باید به اندازه ای بزرگ شود که علائمی از آن قابل مشاهده شود!

2- حال که علائم فساد قابل مشاهد شد هنوز نیازمند این است که افرادی که علائم را مشاهده می کنند بخواهند با آن مقابله کنند. بسیاری از علائم فساد اداری بنا به تخصص یا ظرافت های قانونی برای افراد غریبه با اداره قابل فهم نیستند. بنابراین ممکن است در همین مرحله، فرایندهایی پیش بیاید که فساد قابل مشاهده، افشا نشود.

3-  علائم فساد قابل مشاهده می شود ولی افرادی که میخواهند این فساد را پیگیری کنند لازم است بتوانند وجود آن فساد را اثبات کنند. نمی شود فقط به ظن خود هر شرایطی را فساد بدانیم و نتوانیم آن را اثبات کنیم.

4- اگر توانستیم وجود فساد را اثبات کنیم هنوز ممکن است در دایره دیگری از تفاسیر گرفتار شویم که مانع مجازات همه عوامل فساد شود. چگونه؟ مثلا مسوولین و مرتکبین فساد عوامل محیطی مثل وجود تحریم های اقتصادی و لازم بودن دور زدن بخشی از تحریم ها با نادیده گرفتن برخی تشریفات قانونی را بهانه کنند.

 در بلبشو یا فتنه چنین ابهاماتی چگونه می توان با فساد مبارزه کرد. در مدل فوق از مبارزه با فساد، همه اتکای جامعه به وجود افرادی برای مبارزه با فساد است. اگر این افراد به مرور به فساد عادت کنند و یا نفع شخصی خویش را پیش بگیرند چه؟ آیا میتوان افرادی را برای مبارزه با افراد مسوول مبارزه با فساد گمارد؟ چند لایه می توان چنین نظارتهایی را طراحی کرد؟

مقابله سیستماتیک با فساد

اما در مدل سیستماتیک مبارزه با فساد، ستون اصلی بر عهده آمار است.

با یک مثال غیر واقعی و بسیار وحشتناک-غیرقابل اثبات- از فساد، مساله را روشن کنیم.

فرض کنید من رییس یک سازمان بزرگ مبارزه با فساد در کشور هستم. بنا به علایق خودم که مثلا متخصص دیتاساینس [دنبال مثالی بودم که به هیچکس برنخورد.] هستم یا توقعات دیگران از من که مثلا یک برزیلی هستم ممکن است در دوره ریاستم استخدام افرادی که به تخصص دیتاساینس نزدیک تر هستند را اولویت ببخشم. از نظر من، هر کسی که چنین تخصصی ندارد نمیتواند در پیشبرد اهداف سازمان من که مثلا مبارزه با فساد یا برنامه ریزی توسعه اقتصادی کشور است مفید باشد. این حق و حوزه اختیار من رییس است و از نظر قانون، این حق تشخیص من است.

فرض کنید قبل از من هم چنین تفکری بر سازمان ایکس حاکم بود. کسی که مرا به ریاست آن سازمان بزرگ برگزیده بود به دلیل باوری که به دیتاساینس وجود داشت مرا در ادامه ریاست دیتاساینتیستها بر سازمان برگزیده باشد.

الان پس از چند سال سازمانی داریم که پر از دیتاساینتیستهاست و قرار است از دریچه تنگ دیتاساینس به مساله واقعی فساد یا توسعه اقتصادی بنگریم. سازمان میشود ملک دیتاساینسی ها. حال اگر تعدادی متخصص جامعه شناسی هم حرفی در باره مبارزه با فساد داشته باشند زیر سلطه نگاه دیتاساینسی ما باید سخن بگویند و عملا کاری از پیش نخواهند برد. محور و ستون مبارزه با فساد نگاه غالب ماست.

آیا چنین نظامهای غیر متعادلی را در ساختار اداری ایران آشنا می یابید؟ من می شناسم. سازمانی را می شناسم از بس فلان رشته در آن زیاد است برای پست مدیریت کیفیت فلان رشته غیرمرتبطی را  پست داده است.

اگر فقط آماری از ارتباط شغلی با تخصص کارمندان سازمانها به طور مرتب تولید و بر حسب همان سازمانها منتشر شود شما یک مکانیسم مبارزه با فساد مخفی که قوی ترین نوع فساد است خواهید داشت.

موانع

اما چرا چنین مکانیسمی سرپا نمی شود؟ پاسخ ذی نفعان غیر حرفه ای و نبود قیدهای قانونی یا اجتماعی است.!

تصور کنید اگر آمارهای زیر به طور مرتب در کشور تولید و منتشر می شدند.

·        آمار استخدامی های دوره ریاست آقای الف در سازمان ب بر حسب رشته تحصیلی، برحسب محل تولد، برحسب محل اسکان والدین. برای شناسایی استخدامی های با نسبت فامیلی چه آماری پیش نهاد می دهید؟

آیا رییسی جرات می کرد همه برزیلی ها را به طور معنی داری در اولویت استخدام قرار دهد؟

·        آمار ظرفیت زایمان طبیعی بیمارستانها بر حسب نسبت اتاق یا مساحت اختصاص یافته به زایمان طبیعی به مساحت اختصاص یافته به زایمان سزارین در بیمارستانهای تحت مدیریت پزشکان! همینطور تعداد پرستار به مادران زایمان طبیعی به زایمان سزارین!

از طنز های روزگار ماست که ریاست بیمارستان دست پزشکانی است که مهارت جراحی دارند و پرستار و ماماها هر روز فضا و امکانات کمتری برای خدمت به مادران زایمان طبیعی دارند بعد به مادران توصیه می کنیم چرا زایمان طبیعی را ترجیح نمی دهید!! مگر می­توان احساسات مادری را در بحران حاکم بر زایمان طبیعی در بیمارستان های دولتی نادیده گرفت؟ حرف­هایی که هیچگاه جامعه نخواهد شنید و سزارینهایی که منبع درآمد شگفت انگیزی هستند و توصیه های بی معنایی که همواره تکرار می شوند: زامان طبیعی بهتر است. خب، همه مادران می دانند زامیان طبیعی بهتر است ولی نه وقتی که امکانات ناکافی است و آرامشی در ماما و پرستارها نیست چون تعداد پرستار و ماما تناسبی با تقاضای واقعی- ولی مایوس زایمان طبیعی- ندارد. مامایی که باید درآمد مناسب داشته باشد تا بتواند خدمات کیفی ارائه کند جایی در فضای بیمارستانی ندارد! دارد؟ آمارهای می توانند سخن بگویند!

آمار می تواند افشا کند که چرا زایمان طبیعی مطلوب نیست چرا مادران و ماماهای کشور در مقابل پزشکان جراح و مزیت ارزش افزوده سزارین نسبت به زایمان طبیعی برای روسای بیمارستانها تنها و تنهایند!

مثال های از این دست بسیار است ولی در این بحث، کمکی به مساله اصلی ما نخواهند کرد.

جالی خالی مردم در نظام آماری کشور

اما سوال اصلی از شما مردم فهیم ایران:

چرا چنین آمارهایی تولید نمی شود؟

علت عدم حضور شما در عرصه رقابت برای  تولید یا عدم تولید آمار است. آمار برای کسی تولید می شود که خواهان آن است. پس آمار دولت پسند، رییس پسند، من پسند فرصت عرضه دارند. قصد من نیست بگویم آمار مردم پسند هم داشته باشیم! آمار با پسندها کاری ندارد!

 چگونه؟ ببینید مساله ساده است. من رییس بیمارستان می توانم آمار ندهم، میتوانم هر وقت دلم خواست آمار ندهم، میتوانم افراد لازم برای تولید امار را استخدام نکنم، میتوانم از رشته ها و تخصص های غیرمرتبط استخدام کنم که در مقابل مطالبه شما پاسخ درست نداشته باشند، می توانم فرایندهایی که باید آمار تولید شوند را تایید نکنم. تا شما ندانید که من چه می کنم! تا من بدون دردسر روزگار بگذرانم!

باورتان نمی شود. اما هیات دولت مصوبه می دهد ولی وزارتخانه و سازمان در اجرای مصوبه آماری دولت تا دلت بخواهد تعلل میکنند! اما و اگر می آید.

آمار برای بسیاری  از صاحب منصبان، یعنی آمار من پسند. اگر آماری من پسند باشد یک نشست خبری برگذار می کنم و اگر من پسند نباشد فعلا کسی منتظر آمار نیست که! سکوت می کنم و منتظر آمار من پسند بعدی می نشینم. یا برخی از اقلام و موارد من پسند را ارائه می کنم و بقیه را به بعدها موکول می کنم. فکر می کنید کسی پیگیر است؟ رسانه؟ مردم؟ نهاد اجتماعی؟ خود دولت؟

می دانید چرا؟ چون اصل کاری که شما باشید، حضور ندارید! اصل کاری که باید به آمار نگاه کند و افشا کند و غوغا کند، حضور ندارد پس من برای چی زحمت بکشم، هزینه بکنم، آمادگی سازمانی ام را حفظ کنم که شاید روزی شما آمار بخواهید!

مبارزه سیستماتیک با فساد یعنی تایید، تبلیغ و اصرار بر حق دانستن و آزادی اطلاعات برای همه ایرانی ها.

نگاه امنیتی افراطی

اما یک نکته اینجا می ماند. برخی میگویند چون کشور ما در حال جنگ سرد با دشمنان است نمی توان از آزادی اطلاعات حرف زد. پاسخ من به این نقد این است: ضرر ندانستن آمارهای عملکرد برای درون جامعه ما، از ضرر استفاده دشمنان کشور از این آمارها کمتر نخواهد بود. پس نمی توان بدون اندازه گیری این دو ضرر، آمار را به بهانه محرمانگی منظور محرمانگی اطلاعات فردی و نهادی نیست- و امنیتی بایکوت کرد.

·        آمار همچون نمک ضد فساد است اما قدرتمندان فاسد آن را نیمخواهند

·        آمار همچون نمک ضد فساد است اما فراموش می کنیم که آمار حق الناس است و باید آن را مطالبه کنیم. حتی ممکن است بگویید چرا نهاد رسمی تولید آمار زیر نظر دولت باشد؟ بعلی، نکته بجایی است ولی هنوز در اول راهیم!

·        آمار همچون نمک ضد فساد است اما آمار به این شیوه که ما داریم، نمکی است که خود گندیده!

در باره نگارنده:

 سعید قاسمی زاده، آمارشناس مرکز آمار ایران است و نزدیک به هفت سال در خصوص کیفیت آمارهای مرکز آمار ایران فعالیت داشته است. او اکنون آینده پژوهی می خواند و بر نقش آمار و داده در آینده نظام تدبیر کشور تحقیق می کند. سخن او بعنوان یکی از پاسخگویان سابق در خصوص کیفیت آمارها این است:

 مردم ایران، کیفیت آمار ها بدون خریدار معنی ندارد. شما خریدار آمار باشید. نمی توانیم قول بدهیم سال به سال بهتر خواهیم شد. مردم سالهاست خریدار نبوده اند و ما فعلا آمار را برای ذی نفعانی تولید می کنیم که خریدار آمارها هستند. لطفا خریدار آمار باشید

 توجه کنید منظور از خریدار بودن این است که حامی نظام آماری کشور باشید. آمار رسمی کشور، کاملا رایگان در اختیار شما هستند. آمار رسمی در جایی و به صورت کلی ارائه می شوند این وظیفه رسانه ها، اندیشمندان و دلسوزان جامعه است که آن را برای استفاده مردم به قالب مناسب تفسیر و تحلیل تبدیل کنند.

از موضع منتقد وارد شدم که پاسخگو باشیم. اما دقت کنید کشور ما بیش از آنچه از نظام تولید و نشر آماری بنالد باید از ظرفیت پایین استفاده از آمار انتقاد کند. تا وقتی که مصرف و تقاضایی برای آمار در کشور به صورت پایدار شکل نگیرد نظام آماری کشور نیز نخواهد توانست موانع رشد و توسعه، بهبود کیفیت را مرتفع و استانداردهای اخلاق حرفه ای مراکز آماری به منصه ظهور گذارد. حامی ما باشید وگرنه، منافع آماری را با هیچ ساختار دیگری نمی توان جبران کرد. فساد به تهدید تبدیل شده است همزمان با آن، آمار به حاشیه رفته است. قضاوت با شماست.

 

یک توضیح:

دیتاساینس به معنی علم داده و نوعی از تکامل و جایگزین شیوه های آماری به کمک فناوریهای علوم کامپیوتری است. در این مثال، نگران بودم اگر اقتصاد بگویم یا مدیریت یا مهندسی، عده ای برنجند مثال آمار نیز نگفتم چون به زعم بنده آمار در ایران هرگز جایگاه خود را پیدا نکرد و جدی ظاهر نشد. نقد آمار در ایران در این مجال نمی گنجد. لذا از عبارت دیتاساینس استفاده شد امید که به دوستان علاقمند به این رشته، برنخورد و این نویدی است به حضور قدرتمند دیتاساینسی ها در ساختار اداری کشور.

سعید تمر

گوشه مربوط به سخنرانی رهبر انقلاب در نوشهر را شنیدم.

... البته خشن خواهد بود!

تمام.

من از لحن معظم له برداشت تهدید نکردم.


در سوی دیگر ماجرا:

وزیر بهداشت ما تلفنی میگوید وزیر بهداشت عربستان پیام تسلیت پادشاه عربستان را به رهبر و ملت ایران رساند...


من از این خبر هم تسلیت یا عذر خواهی سعودی ها را برداشت نمی کنم.


پس این بازی تهدید جواب داد را نمی فهمم!

به قول فیلمهای  فردینی

ما گفتیم زدیم، شما هم بگین زذه!

------------

بشنوید از سوی سوم بازیگران

CNN و رویترز و غیره هم تیتر زدند که رهبر ایران تهدید به پاسخ هارش کرد!

خب معلومه که به نفع آنها ست که بر عداوت دو دولت عربستان و ایران بدمند!


انگار همه راضی اند

ایران تهدید چندانی نکرده ولی مردم خوشحالند که تهدید کردند! نظام هم الان حس می کنه که باری از دوشش برداشته شده!

عربستان عذرخواهی نکرده ولی مردم ایران پذیرفته اند که کرده!

غربی ها هم خبرهای تهییج کننده  را منعکس می کنند و منتظر


همه راضی اند

من چی میخواهم که ناراضی ام؟

من میخواهم مردممان بدانند که دستمان بدجور خالیه! کمی غرور را کنار بگذارند و مسوولیت پذیرتر توقع داشته باشند.

والله این به نفعتونه

همین.



سعید تمر
سعید تمر

آیا عربستان یک دولت بی مسوولیت است که قواعد و عرف دیپلوماتیک را هر وقت دلش بخواهد کنار می گذارد؟


ایران نزدیک به 300 نفر از تبعه خود را در یک حادثه غیر قابل باور از دست داده است. برخی آدمهای نظام در بین مفقودین هستند و حق دارد به سرنوشت و احتمالات مختلف حساس باشد.

عربستان درخواست دیدار و پیگیری دیپلوماتیک را در این شرایط رد می کند.

اما یادمان باشد

رهبر ما هم در اولین واکنش سعی کرد خطا و بی لیاقتی آل سعود را در فاجعه منا برجسته کند.

رییس جمهور ایران هم در یک فرصت دیدار سران در نیویورک بود و وقتی از ایران نمی شود با عربستان ارتباط گرفت شاید تلاش در آنجا بهتر باشد. ظریف زانو زده در گوش امیر کویت برایم جالب بود.

بازی مسخره ای راه افتاده است که چرا رییس جمهور زودتر به ایران برنگشت!! به نظرم هیچ کس نباید حتی پاسخ این مسخره بازی ها را بدهد!!


عربستان یک دولت ایلاتی با تشریفات و البته رقابت بالاست. در این دولت ایلی که نمی شود انتظار یک رفتار دیپلوماتیک داشت بخصوص وقتی خودمان رفتاری غیر دیپلوماتیک بروز دهیم باید منتظر ده برابر آن باشیم.

الان کانالهای ارتباطی با ایل سعود بسته است. تقریبا قبل از آن و در تجاوز به یمن هم همین طور بود.


اما روسیه پوتینی، عربستان سعودی و تا حدودی ایران در منطقه مصداق این هستند که هر کاری که بتوانند می کنند!!

اما برنده ماجرا کسی است که از توان اقدامش استفاده نمی کند او منتظر می ماند!

یاد شعر 76 تائوتسنگ می افتم

دریا فرمانروای هزار رود است

آمریکا نشان داده است که با پرهیز از اقدامات شتاب آلود در منطقه، وجهه و پتانسیل تاثیرگذاری بلند مدت را افزایش داده است. تا حدودی ایران نیز اینگونه است. میگویم تا حدودی چون در اقدامات ایران هم شاید افراط هایی قابل رصد باشد.


در بلند مدت آمریکا برنده ماجرای خاورمیانه خواهد بود! و البته اسرائیل سود خواهد برد!


یاد نوشته فروردین ماه 1394 م م یافتم که از مقامات کشور خواستم به عربستان کمک کنند خود را آتش نزند و ایران را نیازارد!

لینک این مطلب که انگار تاثیر نگذاشت!


یک نکته

اگر فاجعه منا در ایران اتفاق می افتاد ایران چه اقداماتی انجام می داد. دقت کنید بعد از فاجعه را منظورم است.

عربستان ارتش و تبعه مغرور و متکبری دارد که حاظر نبودند در بین جان باختگان دنبال زنده ها بگردند و همه را یک جا قتل عام کردند.

اما بعد از آن، مسوولانش سعی کردند اخبار و رسانه ها را کنترل کنند 

به نظرم این بخش بیشتر آبرو داری بود

من هم نگران آبروی اسلام در این فاجعه ام. واقعا زشت بود و کاش عربستان را بتوانیم محکوم کنیم. اما اگر نتوانیم چه؟


به نظر من، ایران هم رسانه ها را کنترل می کرد و سعی می کرد به مرور عمق فاجعه را رو نمایی کند!

و د راین میان عجله ایران برای مقامات ایل سعودی سنگین آمد و بیم است که بحرانی تر شود!


سعید تمر