سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

✅عنوان: فقرا هم سهم ما پیاده هایند!!✅

⛔️زیرتیتر: دور از دسترس فقرا⛔️

خوشبحالتان اگر صبح ها از مسیرهایی تردد می کنید که فقیرها نمی توانند سر راهتان باشند!

امروز صبح ساعت هشت از پله های پل هوایی عابر پیاده باعجله بالا می رفتم. روبه رویم خانمی چادری سیاه بر روی کشیده، نشسته بر پله، در دست یک هزارتومانی مچاله باز به نشانه نیاز به کمک، ظاهر شد، بی اختیار از کنارش گذشتم ولی چشمها همچنان دنبالش می کرد. روی یک عصای چوبی تازه ساخته شده که روبانی طلایی رنگ رویش نصب بود نشسته بود. هیچ نشانی از سن و سالش پیدا نبود. می توان حدس زد اخیر در حادثه ای زمین گیر شده است.

گذشتم، همچون همه عابران عجولی که می روند در پی لقمه نانی. با خود می گویم عجب جایی نشسته است، عصایش را چرا پنهان کرده است حتما نمی داند که در این شهر کمک خواستن هم آدابی دارد نمایش و قال و قیلی دارد! به جمع نیازمندان پیاده روها خوش آمدی!!

سوار تاکسی، به روزی که شروع کرده ام می اندیشم. همیشه پول تاکسی داشته ام که سوار اتوبوس ها و مترو شلوغ نشوم. سه نفر در صندلی عقب نشسته ایم و جایمان تنگ است. با خود می گویم آیا یادمان می آید ماشین را برای دو سرنشین جلو و دو سرنشین عقب طراحی می کنند!! یادش بخیر، زمانی سه نفر جلو و سه نفر عقب می نشستیم!!

تاکسی عوض می کنم سر پل گیشا، پیرمردی بر پراید خاموشی تکیه زده و در میان شلوغی ماشینهایی که راه از او کج می کنند دنبال کمکی، به زور روی پا ایستاده!!  کاش یک نفر پیاده می شد و ماشینش را هل می داد!

هاج و واج نگاه می کنم که پیاده شوم یا نه که یک موتور پلیس راهنمایی رانندگی با دو سرنیشین می رسند. به جای التفات به نگاه های پیرمرد که به صندوق عقب تکیه زده، رفته اند و شماره پلاک ماشین را برمی دارند شاید برای تماس با خودرو امداد یا جرثقیل پارکینگ!

در آن ترافیک سنگین فرصت دارم که ببینم پیرمرد در صندلی عقب ماشینش یک والکر دارد و معلوم است نمی تواند ماشینش را هل دهد!

میگذریم به این امید که نهادهایی هستند که دست بگیرند! با خود غرق اندیشه ام که چرا من اینقدر احساساتی ام جدی برخورد کن!  با خود میگویم بسیاری پیرمرد در دیگر کشورها یا همین شهر که حتی پولی ندارند که پرایدی داشته باشند که اینگونه در ترافیک لنگ یک جوان باشند که هلشان دهد!!

آری هست.

می رسم روبه روی پارک لاله، مرکز خرید لاله! تند تند قدم می زنم که برسم سر کار. پیرزنی بالای هفتاد سال، نگاهم را تعقیب می کند! فکر کنم قدمی هم به سویم برمی دارد! می ایستم و در روبه رویم که مغازه دار جوانی ایستاده، نگاهم می کند. از کیفم چیزکی در میاورم و می گویم ببخشید مادر. چیزی نمی گوید. معلوم هست که روزگار چه بر سرش آورده که امروز اول صبح آمده است دنبال کمک.


شهر پر شده است از نیازمندانی که نمی دانند چگونه نیاز خویش بازجویند. تامین اجتماعی برای اجتماعی که ...

چه می گویم

خوش بحالتان که مسیر ترددتان را فقرا نمی شناسند! با ماشین هایتان سریع بگذرید! هیچ فقیری در حاشیه اتوبان نمی ایستد! فقرا  هم سهم ما پیاده هایند!

سعید تمر. 13 اردیبهشت 95

روز من، حسابی ساخته است!😔

سعید تمر

منطقه در خون و آتش است، چشم انداز مثبتی برای همدلی و وحدت مسلمانان و کشورهای منطقه پیش روی ما نیست. 

عربستان در یمن و سوریه و عراق دست درازی دارد و ما نیز تا حدودی در هر سه جبهه، حضور داریم. ما در کنار دولتهای رسمی هستیم آنها در کنار گروه هایی که در پی قدرتند. اما این واقعیت ها، محصول چندبرهه زمانی اخیر هستند. باید به واقعیت های اصیل تری مراجعه کنیم. جایی که این رویارویی کم رنگ می شود و جای خود را به وحدت میدهد.

دوستی تعریف می کرد افسر اطلاعاتی در بمبئی در حال پرس و جو و استنطاق از دانشجویان ایرانی هند بود. تلوزیون در حال پخش اخبار بود و زمان زمان اعلام حکم علیه سلمان رشدی بود. به محض پخش تصویر امام خمینی ره او از جای بلند شد و سلام نظامی کرد. در جواب نگاه های متعجب حاضرین او گفت: در این زمان مردی جز او را در جهان اسلام نمی شناسم.

مدیرم تعریف می کند چند سال پیش در کشوری اروپایی همایش آماری برپا بود. زمان زمان ریاست جمهوری خاتمی بود. مدیری از مدیران آمار عربستان حضور داشت و از شدت محبتی که به ایران و خاتمی داشت به او نزدیک شده و عرض ارادت کرده بود.

بی شک مثالهایی از این دست زیادند.

اما سوال این است که چگونه ما به جایی رسیدیم که الان به درست یا غلط احساس می کنیم ایران در بین اهالی شبهه جزیره مورد قبول نیست!

دو حالت دارد. یا این نفرت در حالتی که ما  منفعلانه  نظاره گر فتنه گری های تفرقه افکنانه نامسلمانان (چه بیگانه چه جاهل) بوده ایم رخ داد یا در حالتی که اقداماتی از ما به این تفرقه و نفرت دامن زده است.

هر دو طرف مثال برای نفرت کم ندارند.

عربستان اثر لغو تحریم ها را با کاهش قیمت نفت خنثی کرد!!

عربستان به بحرین نیروی نظامی گسیل کرد

عربستان حجاج بی گناه را در دیدگان همگان به کشتن داد و آنرا یک امر شدنی و عادی جلوه داد و در کمک رسانی بی عرضگی غیرقابل باوری نشان داد.

ما در ایران و بسیاری از نقاط جهان، داعش را زاییده دولت عربستان که حامی وهابیت است می دانیم. توحش داعشی را نمی توانیم از عربستان جدا بدانیم.

در مقابل آنها خونریزی های سوریه را به نام ما می نویسند. ارتش سوری با حمایت ما انسجام یافته است و در جنگ هم که حلوا خیرات نمی کنند!! این بدنامی برای ماست.

پیش تر رویم آقای زاکانی  نقل می کند که سردار سلیمانی برای قانع کردن پوتین برای ورود به سوریه چه گفته!! اینها ننگ است.

ما بعد از سقوط صدام، باید مواظب وحدت شیعی و سنی عراق می بودیم! باور کنید باید می بودیم! چرا می گویم ما مسوول بودیم که به این وحدت و تعادل توجه کنیم؟ ما در شکل گیری قدرت سیاسی شیعیان نقش داشتیم که نقشی کاملا طبیعی و غیرمداخله جویانه بود. ولی این نقش برای اهل سنت عراق از سوی عربستان به درستی بازی نشد. آمریکایی ها هم با بی مسوولیتی، دو نیروی شکل نیافته را به جان هم انداختند. ما خوب بازی کردیم و آنها بد. نتیجه این شد که خواسته های اهل سنت عراق زمینه تفرقه را فراهم کرد.

ما در یمن هم خوب بودیم تا وقتی که منافع عربستان و بازیچه هایش را با بی مسوولیتی رها کردیم. شاید بگوییم ما به اندازه دولت موقت آمریکایی عراق در یمن بد عمل کردیم.


ما بد عمل کردیم وقتی که عربستان را به حال خود رها کردیم. عربستان همسایه مهم ماست و این اهمیت کمتر از اهمیت ترکیه نیست. ما قبل از مسیر جدید برجام و بعد از آن بنا به یک توهم (شبیه غرور به برند خوب خودی)، عربستان را تنها گذاشتیم. عربستان در جستجوی این بی نظمی منافع و هویت خویش، به سمت مقابله با ایران سوق داده شده است. بی شک ما منفعلانه این نقش را به عربستان نداده ایم.


دولت پادشاهی عربستان در ادامه، همه اقداماتش را با همین زمین بازی که شکل یافته است تنظیم خواهد کرد مگر اینکه این زمین بازی را دوباره برهم زنیم. این زمین بازی که ایران و عربستان باید تقابلی رفتار کنند، یک امر طبیعی و قدیمی نیست. محصول بی مسوولیتی های ما نیز هست. در ادامه چشم انداز 2030 عربستان که مردی جوان میخواهد اسب سوار آن باشد برای ایران یک نقش خطرناک خواهند یافت! دشمنی برای اتحاد نیروهای داخلی!

ما دشمن نیستیم و می توانیم چشم اندازهای آبادانی ایران، عربستان و کل منطقه را در صلح و همکاری تعریف کنیم و این چشم اندازها بسیار دستیافتنی تر از تقابلهایی هستند که بازیگران مرموز برای ما ترسیم کرده اند. لازمه آن این است که انتقادها از اقدامات خویش هم در ایران و هم در عربستان علنی شود.



سعید تمر