سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۱۰ مطلب با موضوع «بازار» ثبت شده است

وقت آن است که به توجهات شما توجه کافی شود. وقتی شما لایک می کنید فیسبوک می تواند لایک شما را بفروشد. چرا به شما توجه کافی و نقد نکند؟



سعید تمر

دچار بن بست عجیبی هستیم. 

نه به برنامه ریزی عمیق انگیزه و باور داریم و نه نهادهایی که بتوان به پروفشن آنها دل بست، با اینحال، وقتی می گوییم سازمان برنامه و بودجه باید نهاد حرفه ای برای تدوین توسعه باشد، چنین پاسخ هایی می شنویم:

1) اینکه یک سازمان، به صورت متمرکز، بهتر از سازمانهای متولی امور، بتواند برنامه بنویسد توهم است.

حرف درست و بجایی است. حالا عواقبش را بررسی کنید ببینید واقعا می شود به این حرف زیبا و عمیق، اکتفا کرد؟

2) مقرر شد سازمانهای متولی خود برنامه ریز خود باشند، درست؟ گیریم که آنها نخواهند اخلاق پوفشنال سازمانی از خود بروز دهند یا اصلا ناتوان باشند، آنگاه چه کنیم؟ 

بنشینیم ناله کنیم یا مسوولیت همه این پیگیری ها را به سازمان برنامه و بودجه متمرکز کشور بازگردانیم؟

بنظرم باید بار سنگین این مسوولیت را با چنین شرط دلآزاری به عهده این سازمان نحیف بگذاریم. سازمانی که یک روزی روزگاری، به تیغ بودجه معتاد بود.

3) برمیگردیم به وضعیت سازمان برنامه و بودجه کشور و اتباع استانی اش. 

سازمان ها در دو سطح نیازمند فورسایت هستند. سطح سازمانی و سطح محصول.

سازمان برنامه و بودجه کشور، در سطح محصول بدجور بدنبال آینده پژوهی است ولی غافل نباید باشیم از فورسایت در سطح سازمان.

منظور ما از فورسایت در سطح سازمان یعنی آینده نگاری برای خود سازمان و ماموریتهایش است. برای منابع در اختیارش یعنی منابع انسانی اش است.

سازمان برنامه و بودجه برای مدتها محل رشد و باروری نیروهای مستعدی بوده است. این خصیصه باید احیا شود.

سازمان برنامه و بودجه الهام بخش دیگر سازمان ها برای رفتار حرفه ای بوده و باید باشد.

سازمان برنامه و بودجه باید از ویژگی لیدرشیپ به میزان اشباع انباشته باشد.

سازمان برنامه و بودجه، باید تبلور خواست عموم و رییس جمهور دولت ج ا ایران برای  مطالبه گری رفتار نهادین و حرفه ای از سازمانهای کشور برای رشد فراگیر و توسعه ملی باشد.

سازمان برنامه وبودجه باید شان راهبری توسعه را به نمایش بگذارد.


لازمه این تحول، وقوف و اذعان به جایگاه سازمان متمرکز توسعه است، چیزی که اخیرا به راحتی محل تردیدها و تشکیک ها بوده است.

ما آینده پژوهی خوانده ها نیز، به وجه اجتماعی آینده پژوهی دلبسته تریم،

اما، نگاهی به وضع جامعه و ظرفیت های موجود داشته باشید،

ما باید درایور و پیشران توسعه باشیم وقتی که هستیم. ما سازمانی متمرکز و دولتی داریم، بلی طبق الگوهایی رقیب، نباید می داشتیم، ولی اینک که هستیم، راه حل حذف این دستها نیست، باید ببینیم کارکرد این دستها را بکار گیریم موفق تریم یا حذف کنیم و از صفر همه چیز را به شانس و اقبال و زمان بسیار بسپاریم؟

بلی دولت سنگین، مضر است ولی چاره قطع انگشتان دست است یا بکارگیری این انگشتان برای ساختن ماشین بزرگسازی اقتصاد بخش خصوصی؟


مواظب باشیم از هول حلیم نیافتیم تو دیگ! 

سازمان برنامه و بودجه کشور، باید به وظیفه تاریخی خود، واقف و عملگرایانه ظاهر شود.

 

سعید تمر

عنوان مطلب پست قبلی این وبسایت، «انتخابات و سردرگمی» بود که در انتها به انتخابات و توقعات تغییر یافت.  همان سردرگمی که در خصوص انتخابات است در حامیان و منتقدان برنامه ریزی متمرکز برای توسعه نیز وجود دارد. این نکته جالب است که چگونه در مسائل به ظاهر تخصصی نیز، سطح مواجهه می تواند اینقدر آشفته ناک باشد.

لذا در این نوشته سعی می شود اولا نظمی به این سردرگمی ذهنی خودم و یانیا برخی مطالعات اخیرم را جمع بندی و عرضه کنم.

-------------------

برنامه یا طرح؟ برنامه یا پروژه؟

دکتر زیاری در کتابهایشان تمایزی اجرایی برای برنامه قائل شده اند. در تعریف ایشان، طرح یک بسته با جزییات اجرایی حتی شامل جدول زمانی نیز است ولی برنامه به زعم من همان طرحی است که مقرر بر اجرا شده است. طرح و پروژه را نیز تقریبا یکی گرفته اند. برنامه ممکن است شامل چندین طرح باشد.


برنامه ریزی چیست؟ فرایند تدوین منظم اقدامات عملیاتی  که سلسله مراتب اولویت زمانی را شامل است را برنامه ریزی گفته اند.


چه نوع برنامه ریزی هایی تعریف شده است؟

برنامه ریزی کالبدی

برنامه ریزی فضایی

برنامه ریزی آمایش سرزمین

برنامه ریزی شهری

برنامه ریزی های زیادی تعریف شده است که به نظر برنامه ریزی توصیفی برای عبارت بعدی است با این تفاوت که 

به نظر می رسد، این تشویش ها و تنوع ها، نه از یک ضرورت واقعی بلکه ناشی از واردات از جوامع علمی و کشوری مختلف ناشی شده است

سعی نویسندگان برای تاکید بر برجستگی ها و تمایزات، کافی نیست که ما بگوییم ما چندین نوع برنامه ریزی دارم. 

به هر حال، ما فضا و مکان را برای فعالیت های جوامع انسانی به نحوی شایسته میخواهیم تدوین کنیم که این شایستگی خود تعریف کننده یا معرف انواع آن خواهد بود.

جدیدترین های آن می تواند برنامه ریزی برای توسعه پایدار، سبز و ... باشد.


-----------------

آیا برنامه ریزی برای توسعه کشور ممکن است؟

این مسأله در چندسال اخیر بسیار اشاره شده است. منتقدان و حامیانی دارد. به طور شفاف بگوییم که منافع هرکسی در نقد او موثر است منجمله این نگارنده.


اقتصاد کشور ما عمدتا دولتی است و خصوصی سازی این قتصادی یا بخشی از آن به جد در دستور کار کشور است. با این وجود، صبحت از کوچکسازی دولت و واگذاری به بخش خصوصی، چندان هم مسیر گذار درستی نیست اگر دقت کنیم که 

هیچ کس برای کاهش وزن، انگشتهای خود را قطع نمی کند! 

دولت برای ساختن و برپا داشتن بخش خصوصی، مجبور است، تاکیدا مجبور است در مسیر توسعه با قدرت در کنار بخش خصوصی حضور داشته باشد و واگذاری انگشتان، کاری از پیش نخواهد برد!

--------------------------

بودجه ریزی

دوستی می گفت: آینده ای که سیاستگذار برای کشورش متصور است را می توان در بودجه کشور خلاصه دید!

بودجه ریزی شبیه به طراحی شبکه رگها و مویرگهای یک بدن است، وقتی خونی به ماهیچه ای بیشتر تخصیص می یابد در حال توسعه قابلیتهای آن ماهیچه هستیم. وقتی خونی بی حساب به یک بخش اختصاص می یابد در حال ساخت یک تومور سرطانی هستیم. به همین راحتی.


اصول بودجه ریزی را دیدید، وحدت، جامعیت، شمولیت، تخصیص، انعطاف، برآوردی، سالانه و تحدید و ...

رویکردهای سنتی، تدریجی، برنامه ای ، عملیاتی، صفر مبنا و کارکردی و ....




سعید تمر

سلام

بازار بورس چند روزی به استقبال خبرهای خوش هسته ای رفت.

امروز کمی در جا زد، برخی خریدند به قصد خبر توافق. برخی فروختند چون زیادی داشتند و شناسایی سود بد نیست.


مراحل:

  1. نوسان خبرهای بد
  2. استقبال از زمان خبر خوش
  3. انتظار برای خبر خوش
  4. وقوع خبر
  5. لمس خبر (این یک توافق نیست) منتظر کنگره و مجلس باش
  6. چالشهای کنگره
  7. چالش مجلس
  8. پیش به سوی فرصت یک ماهه
  9. وقوع تصمیم کنگره

باقی بعد نماز


سعید تمر

می گفت دوست داره بعد چندسال (کار کاملا حرفه ای در تهران در زمینه مدیریت فناوری) برگرده به روستاشون. چقدر حسرت آور بود موقعیت فعلی و چندسال بعد او. ولی او میخواست برگرده به روستا و به یک زندگی ساده و آروم.

چه ارزشی داشت تخصص و حرفه و پروژه، در مقابل زندگی از دست رفته! او نمیخواست ماشین پول سازی شودش.


یکی دیگر بود که قبلا کارمند ستادی یک بانک بزرگ بود. الان اخبار سیاسی را دنبال می کند و گاهی نوشته ای هم می نویسد.

کار حرفه ای اش هم در علوم پایه است!

برنامه نویسی می کند، فلسفه میخواند و به آینده می اندیشد!


دیگری هم حرفه اش تکنولوژی آموزشی است، وارسته وارسته، شعر می گوید، فلسفه می داند و در عشق خدایش می سوزد. او دیگر از هر دو آن بالایی ها دیوانه تر است!


یکی دیگر را از دست دادم، یکی دیگر هم که رفته خارج

دوستان من، هر کدام دیوانه تر از دیگری اند اما دوستان منند.

آنها اگر پول دربیاورند، پولشان کلان است. اما آنها به هیچ چیز دل نمی بندند. میخواهند ولی در عمل وارسته تر از آن خواستن هایند. ممکن است اقتضای روزشان بدنبال پول هم بروند. ولی آنها

نه میخواهند سیاست مدار باشند

نه میخواهند کارشناس زبده فلان موضوع باشند

نه میخواهند مقاله نویس ژورناله های خارجی باشند

و نه میخواهند رییس باشند.

آنها برای هیچ چیزی نمی جنگند جز برای یادگیری و کنجکاوی خودشان. آنها فقط گاهی شبیه مایند!

با معیارهای شما، آنها موفق نیستند! 


به نظر می رسد نقدترین بازاری که قدرشان را می داند، بورس است. آنها میتوانند همه مهارتشان را در بورس نقد کنند، چون جامعه ای که دنبال یک لقمه نان است قدر فرزانه و حکیم عالم را کمتر می تواند بداند! اما آنها پول هم نمیخواهند! آنها اصلا رقابت نمی خواهند و دنبال اثبات هیچ چیزی نیستند!!

آنها دوستان منند! دوستان من الگوی منند!

خدایا حفظشان کن




سعید تمر