سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آذربایجان» ثبت شده است

این ویرایشی از متن قبلی به دست دوستان شفیق الف است. لینک

سوال درست پرسیدن نصف پاسخی است که دنبالش هستیم.

فهرست بی دقتی (به زعم مسوولان صدا و سیما)، توهین (به زعم عموم مردم) و حساسیت بی مورد (به زعم برخی دیگر از مردم) بسیار بلند است. سریال سرزمین مادری موجب نارضایتی مردمان لر شد پایتخت ها مورد اعتراض مازندرانی ها بود و در خندوانه عرب های کشور معترض شدند و این لیست نه هیچ وقت تمامی ندارد.

چرا؟ چرا چنین اتفاق هایی می افتد؟

برخی بسیار تند می روند و این توهین ها (خب به زعم خودشان) را سیستماتیک می دانند. 

مسوولان باور دارند که در نظام مقدس ما، حرمت انسان ها و تنوع فرهنگی کشور خط قرمز است و کسی نمی تواند موجب رنجش و ضربه به وفاق کشور شود. من نیز این باور را باور دارم. 

اما چرا چنین باوری برای پایان دادن به این بی دقتی ها (خب به زعم مسوولان) کافی نیست؟

محمد مسلمی، کارگردان نمایش هتل فتیله که ایران را به مثابه هتل و آذربایجانی ها را به مثابه مسافران ناراضی تصویر کرد خود اصالتی آذری دارد. او هم باور دارد که نمی تواند توهین کند به خصوص به خودش، به حرفه اش و به زبان مادری اش!

اما چرا مخاطب او احساس توهین کرد؟ چرا آذری بودن هم کافی نیست که بی دقتی/ توهین از او سر نزند؟

کلید پاسخ در همین آذری بودن است. محمد مسلمی بیش از آنکه آذری باشد یک بازیگر و هنرمند صدا و سیمای ایران است! وقتی سیاستگذار خردمند کشور برای تعمیق وفاق از تولید محصولات فرهنگی ترکی، لری و کردی و غیره حمایت می کند، همه چیز عالی است. اما مرحله بعدی، چه کسی باید این سیاست را اجرایی کند؟

آیا محمد مسلمی که یک بازیگر است می تواند فی البداهه یک هنرمند ترک هم شود؟ می تواند خواسته های جامعه آذربایجانی را برآورده کند؟

چرا صدا و سیما برای پیاده سازی سیاست حمایت از تنوع زبانی کشور، از استان ها و پتانسیل مردمی اقوام استفاده نکند؟

مساله اینجاست که سیاستگذار اعتماد به نفس کافی برای تحول پایین به بالا را ندارد و ترجیح می دهد کسانی که در همین اطراف پیدا می شوند برنامه ترکی تولید کنند. اینجاست که افرادی که همین اطراف هستند نمایندگی هنر و خواسته مردمی که آن پایین منتظرند را ندارند. آنها از همین اطراف هستند و نه از مردم آن پایین. این دوگانگی، تا زمانی که فاصله ای بین مردم و افراد نزدیک به شبکه تولیدات فرهنگی کشور وجود داشته باشد منجر به بی دقتی ها/ توهین ها خواهد بود. و مردم چقدر خوب می فهمند که در هر توهینی، فقط یک چیز می خواهند اصلاح ظرفیت ها با ایجاد شبکه های زبانی مردمی. این تقابل همچنان ادامه خواهد داشت.

سیاستگذار به مردم آن پایین اعتماد ندارد و مردم آن پایین سیاستگذار را یک بیگانه از خود می پندارند! نه سیاستگذار حاضر است مردم را به رسمیت شناسد و نه مردم می توانند توهم سیاستگذار را برطرف کنند. این تعامل به صورت ناقص ادامه خواهد داشت و نارضایتی بخشی از زندگی این مردمان خواهد بود تا وقتی که به زعم سیاستگذار، ترکی محو شود، به زعم مردم، ترکی بخشی از هویت ایران ماست و سیاستگذار حذف شود و دوره جدید شروع شود.

آنچه من می بینم: این تقابل غیرعادی، مسخره، شرم آور و عادت شده، هزینه هایی سهمگین برای جامعه دارد که بی شک مسوولیتش بر عهده مردم نیست. مردم همانند که هستند و می خواهند. این سیاستگذار است که مردم را جور دیگری می خواهد! هزینه های این تقابل ها، جایی دیگر به صورت ناکارامدی، وفاق ناقص، امنیت پرهزینه به صورت سیستمی بروز می یابد ولی ما چشم دیدنش را نداریم هنوز.

این پیام را شاید مردمان ۲۰ سال بعد بهتر بفهمند که چرا ما این دوران را از دست دادیم چرا توسعه برای مردم ایران ۱۴۰۰ و ماقبل یک ناممکن بود.

باید با مسوولیت پذیری بیشتر نسبت به آینده این مردم، از خود مردم برای سیاستگذاری و تلطیف تعارضات کمک بگیریم. لازمه آن، توجه قانون گذاران کشور به بسترهای همزیستی فعالانه تنوع های هویتی ایران است. ما همزیستی داشتیم و خواهیم داشت. اما همزیستی پویا و تکریم تنوع چیز دیگریست.

توضیح: در برنامه ای که از شبکه دو صدا و سیما پخش شد برای خنده کودکان کشور، کودک ترکی تصویر شد که نمی فهمید که فرچه توالت مسواک نیست و با آن دهانش را شسته بود!! هتلی بود نماد ایران که ترک ها مسافر ناراضی اش بودند.

من نویسنده این مطلب یک ایرانی آذربایجانی هستم و آینده درخشان ایران را منوط به حل چنین مشکلاتی می بینم. مشکلاتی که نباید بی پاسخ رها کنیم.

سعید تمر

سوال درست پرسیدن نصف پاسخی است که دنبالش هستیم.

فهرست بی دقتی (به زعم مسوولان صدا و سیما)، توهین (به زعم عموم مردم) و حساسیت بی مورد (به زعم برخی دیگر از مردم) بسیار بلند است. سریال سرزمین مادری موجب نارضایتی مردمان لر شد پایتخت ها مورد اعتراض مازندرانی ها بود و در خندوانه عربهای کشور معترض شدند و این لیست نه هیچ وقت تمامی ندارد.

چرا؟ چرا چنین اتفاق هایی می افتد؟

برخی بسیار تند می روند و این توهین ها (خب به زعم خودشان) را سیستماتیک می دانند. 

مسوولان باور دارند که در نظام مقدس ما، حرمت انسانها و تنوع فرهنگی کشور خط قرمز است و کسی نمی تواند موجب رنجش و ضربه به وفاق کشور شود. من نیز این باور را باور دارم. 

اما چرا چنین باوری برای پایان دادن به این بی دقتی ها (خب به زعم مسوولان) کافی نیست؟

محمد مسلمی، کارگردان نمایش هتل فتیله که ایران را به مثابه هتل و آذربایجانی ها را به مثابه مسافران ناراضی تصویر کرد خود اصالتی آذری دارد. او هم باور دارد که نمی تواند توهین کند به خصوص به خودش، به حرفه اش و به زبان مادری اش!

اما چرا مخاطب او احساس توهین کرد؟ چرا آذری بودن هم کافی نیست که بی دقتی/ توهین از او سر نزند؟


کلید پاسخ در همین آذری بودن است. محمد مسلمی بیش از آنکه آذری باشد یک بازیگر و هنرمند صدا و سیمای ایران است! وقتی سیاستگذار خردمند کشور برای تعمیق وفاق از تولید محصولات فرهنگی ترکی، لری و کردی و غیره حمایت می کند، همه چیز عالی است. اما مرحله بعدی، چه کسی باید این سیاست را اجرایی کند؟

آیا محمد مسلمی که یک بازیگر است می تواند فی البداهه یک هنرمند ترک هم شود؟ میتواند خواسته های جامعه آذربایجانی را برآورده کند؟

چرا صدا و سیما برای پیاده سازی سیاست حمایت از تنوع زبانی کشور، از استانها و پتانسیل مردمی اقوام استفاده نکند؟

مساله اینجاست که سیاستگذار اعتماد به نفس کافی برای تحول پایین به بالا را ندارد و ترجیح می دهد کسانی که در همین اطراف پیدا می شوند برنامه ترکی تولید کنند. اینجاست که افرادی که همین اطراف هستند نمایندگی هنر و خواسته مردمی که آن پایین منتظرند را ندارند. آنها از همین اطراف هستند و نه از مردم آن پایین.

این دوگانگی، تا زمانی که فاصله ای بین مردم و افراد نزدیک به شبکه تولیدات فرهنگی کشور وجود داشته باشد منجر به بی دقتی ها/ توهین ها خواهد بود.

و مردم چقدر خوب می فهمند که در هر توهینی، فقط یک چیز می خواهند اصلاح ظرفیت ها با ایجاد شبکه های زبانی مردمی.


این تقابل همچنان ادامه خواهد داشت.

سیاستگذار به مردم آن پایین اعتماد ندارد و مردم آن پایین سیاستگذار را یک بیگانه از خود می پندارند!!

نه سیاستگذار حاضر است مردم را به رسمیت شناسد و نه مردم می توانند توهم سیاستگذار را برطرف کنند

این تعامل به صورت ناقص ادامه خواهد داشت و نارضایتی بخشی از زندگی این مردمان خواهد بود تا وقتی که

  • به زعم سیاستگذار، ترکی محو شود
  • به زعم مردم، ترکی بخشی از هویت ایران ماست و سیاستگذار حذف شود و دوره جدید شروع شود.
آنچه من می بینم: این تقابل غیرعادی، مسخره، شرم آور و عادت شده، هزینه هایی سهمگین برای جامعه دارد که بی شک مسوولیتش بر عهده مردم نیست. مردم همانند که هستند و میخواهند. این سیاستگذار است که مردم را جور دیگری می خواهد!
هزینه های این تقابل ها، جایی دیگر به صورت ناکارامدی، وفاق ناقص، امنیت پرهزینه به صورت سیستمی بروز می یابد ولی ما چشم دیدنش را نداریم هنوز.
این پیام را شاید مردمان 20 سال بعد بهتر بفهمند که چرا ما این دوران را از دست دادیم چرا توسعه برای مردم ایران 1400 و ماقبل یک ناممکن بود.

باید با مسوولیت پذیری بیشتر نسبت به آینده این مردم، از خود مردم برای سیاستگذاری و تلطیف تعارضات کمک بگیریم. لازمه آن، توجه قانون گذاران کشور به بسترهای همزیستی فعالانه تنوع های هویتی ایران است. ما همزیستی داشتیم و خواهیم داشت. اما همزیستی پویا و تکریم تنوع چیز دیگریست.

توضیح:  در برنامه ای که از شبکه دو صدا و سیما پخش شد برای خنده کودکان کشور، کودک ترکی تصویر شد که نمی فهمید که فرچه توالت مسواک نیست و با آن دهانش را شسته بود!! هتلی بود نماد ایران که ترکها مسافر ناراضی اش بودند.

من نویسنده این مطلب یک ایرانی آذربایجانی هستم و آینده درخشان ایران را منوط به حل چنین مشکلاتی می بینم. مشکلاتی که نباید بی پاسخ رها کنیم.

سعید تمر