سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات» ثبت شده است

در راستای کمک به کدخدایی برای توضیح و التیام احراز نشدگان انتخابات لینک


قانون می گوید صلاحیت کاندیدا باید برای شورا محرز شود یعنی مشخص و مثبت شود.

اگر دلیلی بر رد بود که مطمئن می شویم محرز نشده است.

اگر دلیلی بر رد نبود، تازه باید به نحوی محرز شود، اگر این به نحوی به خوبی پیش نرود، باید برگردی با سری افکنده، به مردم توضیح دهی که رد نشدی، بلکه محرز نبودی!

خب تعداد داوطلب  هم که زیاد بود. شما تا همینجا هم لطف کردی و تکلیف بر گردن نداری.

همین.

زیاده عرضی و طولی نیست. این نوشته هم طنز نیست، فقط توضیحی است که بیاندیشیم چرا باید مطمئن باشی که در این 5 روز شورایی که مثلا 5 نفر مشخص را محرز کرده است به اندازه کافی انگیزه داشته باشد که صلاحیت بقیه را هم برای خودش محرز کند! چرا؟


ولی مزیت مهم این احراز صلاحیت این است که حالا مردم هر کسی را که دوست داشتند می توانند با اطمینان به ریاست جمهوری بنشانند، آخه صلاحیتشان محرز شده است مثل احمدینژآد.

سعی کنید به نیمه مثبت لیوان آب، نگاه عمیق داشته باشید.


یاحق.

سعید تمر

در خصوص انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، دو  مساله را با هم قاتی نکنیم.

یک) ارزیابی دولت روحانی

دو) ارزیابی از گزینه روحانی برای ادامه دولت


سکانس اول: مناظراتی دوستانه

امروز، دوست و همکار عزیزم بحث ها داشت و ما هم مخلوطی از خودم چند نفر از اونورترها، نقد کردیم. از سردرگمی دوستم و دوستانم انگیزه یافتم برای نوشتن!


دوست اصولی: برجام را که به رهبری و کشور تحمیل کردند، همه چیز دادیم و هیچ نگرفتیم!

من به حمایت از دوستان مثلا اصلاحاتی: نه قبلا نفت هم نمی توانستیم به این سادگی بفروشیم. 

دوست اصولی: می فروشیم ولی پولش را نمی توانیم بگیریم! و دو ضرر دارد! {ما که از کره مریخ نیومدیم، دوستمون تا الف می گه، شنیدیم بعدیش چیه!} بله این پول را هم مجبوریم کالا بیاریم و پدر تولید خودمون را دربیاریم!


سکانس دوم: آنچه آنجا نگفتم ولی برای شما می نویسم:

 ببینید، تحلیل مسایل به صورت تیتری ممکن نیست. شما نمی توانی متکی به همین دو تیتر قضاوت کنی که برجام هیچ ندارد!

ببینید، اینکه نفت نمی توانستیم بفروشیم را باید در کنار این قضیه ببینیم که ادامه این تحریمها چه هزینه برای کشور ما فاکتور می کرد! این هزینه را بذارید سمت چپ ترازنامه برجام.

حال می رویم این سمت، نفت می فروشیم ولی همان تحریم های پیشین الان نمی گذاره پول را به کلی بیاریم داخل کشور، نتیجه آنکه 

دولت جرات ندارد بیاید بگوید 

مردم عزیز، درسته تحریم را شل کردیم ولی این نامردها هنوز قدرتشون داره برما می چربه و پولها آن سمت ورگلمبیده و اگر الان خرجش نکنیم دو ضرر داره

یکی اینکه احزاب رقیب بهانه می آورند که برجام را چرا رفتید 

دوم اینکه پول ورگلمبیده را دشمن می تواند تبدیل به نقظه ضعف بعدی ما کند و هر آن آن را بلوکه کند!

لذا

دولت دارد با این پولها حتی خودرو آماده قابل تولید در ایرانخودرو را هم وارد می کند که نکند آماری از پولهای ورگلمبیده در خارج اوضاع را در بزنگاه انتخابات خراب کند!

--------------------------------------

سکانس سوم: از این سطح مناظرات چیزی بیرون نمی آید. کفایت بحث!


مردم عزیز ایران

ما با رقابتی پیچیده برای توسعه کشورمان روبه رو هستیم. اساسا دنبا به همین اندازه پیچیده بوده  وهست. شما اگر با قصه های دوران گذشته، می توانستید مساله را برای خودتان ساده کنید و به جبهه یزید و وامام حسین ع تقلیلش دهید، مشکل واقعیت نبود مشکل خودتان بود.

الان با دنیای پیچیده مواجه شوید و اصلا دنبال ساده سازی بیشتر نباشید.


 انتخابات و بازی احزاب، به همین بچگانگی و مسخرگی، بخشی و وجهی از واقعیت است. در بازی که می آفرینید، سعی کنید کمی سطح بازی را بالاتر ببرید. همین.


زیاده عرضی نیست. انتخاب آقای روحانی یا حتی انتخاب آقای رییسی، اصلا و اساسا برای آینده ایران مهم نیست. اوضاع هرگز نه به این حساسی و نه به این عادی بودگی نبوده و نخواهد بود. یعنی، برای ایران ما، فرد و تیم 100 نفره اش و بخصوص از طیف افکار و نگرشهایی که الان در جامعه غالب است هیچ کاری نمی تواند بکند.


طرز فکر برادران اصلاح طلب، و طرز فکر برادران اصولگرا، برای مواجهه با ظرفیت پایین جامعه و بحرانهای خشمناک به تعویق انداخته شده، کافی نیست کارا نیست

چیز دیگری لازم است که نه وارداتی است و نه مثل قارچ یک شبه رونمایی می شود.

------------------------------

سکانس چهارم: توقعاتتان چقدر است؟

با همه این تفاصیل، باید توقعاتمان را تعدیل کنیم. از جمع دو طیف فعال، فقط می شود تعویق انداختن بحران را توقع داشت و این کار را بنظر نگارنده آقای روحانی انجام داد.

اگر احساس می کنید توقعی جز این می توانید داشته باشید، نگاه کنید ببینید کاندیداهای دیگر چه دارند.


به نظر این حقیر، انتخاب مجدد آقای روحانی را تا این لحظه و بدون آشنایی کافی از برنامه های رقیب، یک گزینه مینیمکس یعنی گزینه ای با کمینه خطر برای کشور و آینده اش است انشالله

موفق باشیم

علی برکت ا...



سعید تمر

من به نماینده اصلح رای نمی دهم.

 نماینده شهرم سلماس عضوی از اکثریت مجلس باشد یا فراکسیون؟ مساله این است.

سلماس شهر کوچک در ایران اما بزرگ  و عزیز در دل ما سلماسی هاست. بلند میگویم من به نماینده اصلح رای نمی دهم!!

 نماینده اصلح یک مفهوم گنگ برای مجلس است. مجلس هیچ گاه جای اصلح ها نبوده و نخواهد بود. اگر دنبال فرستادن یک فرد موسوم به اصلح به مجلس باشیم یک بازنده خواهیم بود. مجلس فرایندهای پیچیده ای دارد که  من نمی فهمم نماینده اصلح چه کارکردی در آن دارد؟ نمایندگی قدرتی است که مردم شهرها و روستاها به یک نفر تفویض می کنند و بیشتر مردم باید بدانند نمایندگان به جز به فکر شهرشان بودن در تهران چه دلمشغولی هایی پیدا می کنند. راحت بگویم عملا شهر برای چندسال فراموش می شود. بیشتر ساعت زندگی نمایندگان در مجلس صرف ارتباط گرفتن با قدرتمندان و شرکتهای بزرگ می شود. البته نمایندگانی هستند که سه سال اول نمایندگیشان از این کارها نمی کنند!! اما سال آخر همین نمایندگان دیدنی ترند! من فرصت داشته ام که نمایندگان بسیاری از شهرهای مختلف را از نزدیک ببینم. نمایندگانی که در مراجعه به سازمان مدیریت و برنامه ریزی چه خواسته های خنده داری -برای راضی کردن مردم شهرشان- از کارشناسان بودجه و اعتبار سازمان داشته اند. کاش نمایندگان به جای گدایی در راهروهای سازمان های دیگر بلد باشند از قدرتی که مردم دراختیارشان قرار میدهند چگونه در صحن مجلس استفاده کنند که نیازی به التماس و اصرارهای خنده دار نشود. باور کنید یکی از تفریحات خبرنگاران مجلس خندیدن به رفتارها و افکار نمایندگان بی سواد به قدرت و جایگاهشان است. باور می کنید برخی نمایندگان ادوار گذشته با حق نطق پیش از دستور مجلس چه می کنند!! گفتنش شاید مرا مورد پیگرد قانون قرار دهد! من راجع به همه نمایندگان همه شهرها حرف نمی زنم. من راجع به معدود کسانی حرف می زنم که از سوی برخی مردم شهرها دارای قدرت نمایندگی شده اند. چرا این حرفها را می زنم؟ می خواهیم مثال ضعیف ها را جلو چشم بیاوریم و برعکس قوی ترین فرد یا پرپتانسیل ترین فرد را برای ۴ یا ۸ سال بعد شهرمان انتخاب کنیم.

من به نماینده اصلح رای نمی دهم. من به نماینده ای رای می دهم که نماینده شهرم سلماس باشد!! عجب نماینده باشد؟ چه هنری داشتید آقای نویسنده!! (در ادامه بیشتر توضیح می دهم) اساسا من بعنوان یک سلماسی وظیفه ای برای انتخاب نماینده اصلح ندارم چون آنچه که من از در کتابهای سیاستگذاری خوانده ام مفهومی بنام نماینده اصلح ندارند! به اصلح رای دهم که چه کند؟ اینکه میگویند نماینده ای اصلح است که به فکر فقیران و مستمندان باشد یک دروغ است. این که میگویند نماینده اصلح یعنی با خدا و با تقوا باشد عبارت زیبایی است اما نماینده با تقوا باید در بین نمایندگان زرنگ شهرهای دیگر نقش مفیدی و باخدایی ایفا کند که مطمءنم با مفهومی که در فرایندهای سیاستگذاری در عمل روی میدهد آدم باتقوا بودن اصلا کافی نیست. بنابراین مفهوم فرد باتقوا  هم برای مجلس کشور بی معنی است.

سلماس یک شهر از 425 شهرستان دیگر و دارای یک نماینده از 290 نماینده مجلس  ایران است(ایران ۱۱۴۸ شهر دارد).

گروه بندی سیاسی: در مجلس دهم سه گروه عمده نماینده خواهیم داشت: اصلاح طلبان اصول گرایان و مستقل ها. هر یک از این گروه ها هم تقسیم بندی های دیگری دارند.  نماینده سلماس نیز متعلق به یکی از این گروه ها خواهد بود.

گروه بندی سیاهی لشکر مجلس یا راهبر مجلس: اگر قرار است نماینده ای داشته باشیم که فقط جسمش در مجلس حضور خواهد داشت مهم نیست این جسم پیرو اصلاح طلبهاست یا اصولگراها یا مستقل! هست دیگر! یک نگاهی به شهرهای اطراف سلماس بیاندازید. برخی نمایندگان شهرستان های کوچک و هموزن سلماس توانسته اند اعتباری بین نمایندگان مجلس کسب کنند و همین اعتبار یعنی اولویت یافتن منافع شهرستان و افکار آن نماینده!

راهبران در مجلس هم دو نوعند. برخی شهرستانها نماینده جاافتاده به مجلس می فرستند برخی شهرستانها ریسک می کنند و جوان با استعدادتری را که شاید تجربیات کاملی هم نیافته است اعتماد می کنند و او را به مجلس می فرستند که برای سالهای متمادی ثروت و سرمایه ای برای آن شهرستان می شود. نمونه اش را بخواهم آشکارا نام ببرم ممکن است به گوش آن نماینده سابق برسد و دلگیر شود. یکی از شهرهای غرب کشور را مدنظرم است ولی نمونه بسیار است. همین الان رییس جمهور روحانی همان نماینده جوان شهرش در ۳۰ سال پیش است. انتخاب با شماست. میتوانید یک میوه رسیده به مجلس بفرستید که ده سال بعدش هم چیزی فراتر از امروزش نیست. می توانید یک فردی را تقدیم مجلس کنید که تازه شروع رشد و پیشرفتش است و تربیت می شود برای روزهای سخت سلماس.

 

گروه بندی اکثریت اقلیت: همزمان یک طبقه بندی عملیاتی هم خواهیم داشت: اکثریت مجلس و اقلیت یا فراکسیون های مجلس. نماینده ای که سلماس انتخاب می کند همزمان این بعد را باید درنظر بگیریم که نماینده ای برای گروه اقلیت مجلس انتخاب می کنیم یا اکثریت مجلس؟

ما فقط نماینده برای شهرمان انتخاب نمی کنیم. ما نماینده برای اکثریت یا اقلیت کشور در مجلس انتخاب می کنیم.

فرض کنیم آقای الف از آقای ب بسیار قوی تر است. اما اگر آقای الف انتخاب شود در گروه اقلیت مجلس نقش آفرینی خواهد داشت. اگر ب انتخاب شود در گروه اکثریت نقش و جایگاه قوی خواهد یافت.

اگر الف یا ب جز طبقه سیاهی لشکرانند. زیاد فرقی ندارد جز کدام طبقه شوند! باختیم رفت تا سالهای دور!

اما به نظرمن ما حق داریم همین الان تصمیم بگیریم جز اقلیت مجلس باشیم یا اکثریت مجلس! شاید بپرسید مگر ما میدانیم اصولگرایان اکثریت خواهند بود یا اصلاح طلبان؟

شاید ندانیم ولی تجربه دوره های قبل را مرور کنیم. هرگاه دولت جدیدی توسط مردم انتخاب شده است همان موج  انتخابات ریاست جمهوری اکثریت مجلس بعد را هم بدست گرفته است. بدون تعارف بگویم. بعد از تشکیل  دولت روحانی اولین مجلس بدون تردید (زیاد!!) همفکر و همراستا با دولت انتخاب خواهد شد. پس مساله ما این است: نماینده ای موافق با دولت روحانی برای سلماس مهمتر و مفید تر است یا نماینده ای جز اقلیت مخالف دولت؟

 

جریانی اصیل و تاریخی در آذربایجان: تحلیل جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی برای  آذربایجانی ها چندان کفایت نمی کند. چون جریانات اصولگرایی و اصلاح طلبی چندان نتوانسته اند توجهات بیشتر مردم ایران را به خود جلب کنند. بیشتر پر کننده خلا قدرت موجود در تهران هستند تا تامین کننده خواسته های پیرامون کشور. جریان اصلاح طلب هم در آذربایجان بنا به دلایل ماهوی ارزش های ثانوی لیدرهای اصلاح طلبی و بی توجهی به کلان روند ترقی خواهان آذربایجان هرگز نتوانستند توفیقی در جلب آرای مردم داشته باشند به نحوی که حتی ادعا می شود اصولگرایی بیشتر برای آذربایجانیان تامین خاطر می آورد. مطمءنآ بسیاری از اصلاح طلبان اذربایجان از این تعبیر حس خوشایندی نخواهند گرفت. اما من توجه این دوستان را به این نکته جلب می کنم که آذربایجان برای مدتهای مدیدی لیدر ترقی خواهی و در واقع آزادی خواهی برای کل ایرانیان بوده است که به مرور و با فتنه انگیزی پهلوی ها در انکار بدیهیات این مردم این رهبری و آزادیخواهی بلند همتان اذربایجان به سمت تاکید بر خواسته های بدیهی خودشان تقلیل یافت اما این تقلیل هرگز باعث نشد که ترقی خواهی و آزادیخواهای اذربایجانیان در جریان بسیار نوپای اصلاح طلبی تهران هضم شود بلکه برعکس آزادیخواهی تاریخی آذربایجان هیچ وقعی به دغدغه ها و چالش آفرینی های جریان اصلاح طلبی ننهاده است. این بحران هم متوجه آذربایجان و هم متوجه اصلاحطلبی تمامیت خواهی است که در بیشتر شهرهای کشور و از سوی مرکز یعنی تهران رهبری می شود. انکار کردنی نیست که در خلاء نقش آفرینی اصلاحطلبی اصیل آذربایجانی در آذربایجان می توان ادعا کرد اصولگرایی دارای پایگاه عمیق تری در آذربایجان است هرچند ما کم نماینده موسوم به اصلاح طلب به مجلس نفرستاده ایم! اساسا آذربایجانی در انتخاب نماینده توجهی به صبغه اصولگرایی و اصلاح طلبی نمی کند و بیشتر مردان مرد را انتخاب می کند گاه این مرد اصول گراست و گاه اصلاح طلب.

تحلیل پایگاه اصولگرایی و اصلاح طلبی و آسیب شناسی جاماندن آذربایجان در گفتمان اصلاح طلبی ابعاد وسیعی دارد که در حوصله این نوشته و مخاطبش نیست.

شاید این دوره مردم سلماس باید تصمیم بگیرند به رای خود را معطوف به کاندیداهایی کنند که میتوانند در بین اصلاح طلبان نقش فعالی ایفا کنند. این امر شاید منافع سلماسی ها را ماکزیمم کند انشالله.

هر فردی که برای مجلس انتخاب می شود نماینده همه سلماسی هاست و وظیفه شهروندان بیشتر از یک رای است. انشالله نماینده شهر به کمک مردم و فعالان شهر همیشه پاسخگو باقی بماند و از قدرت تنفیذی شهروندان سلماسی به بهترین وجه در جهت تامین منافع عمومی و نه منافع محدود گروهی استفاده کند. نگوییم نماینده باید ملی فکر کند یا منطقه ای. نماینده باید شبکه قدرت نمایندگان استانی منطقه ای و حزبی را تشکیل دهد و در تصمیمات بیشترین تاثیر گذاری را کسب کند. نماینده باید نماینده منافع ما باشد اصلا هم لازم نیست اصلح باشد! سوال این است اصلح در چی؟ نماینده اصلح کافی نیست نماینده باید اصلح در تاثیرگذاری در تصمیم سازی باشد. نماینده باید اهمیت و تاثیر سیاستگذاری ها در منافع کشور و شهرش را عمیقا درک کند و این درک را باید همین الان در زمان انتخابات در سخنرانی های خویش به نمایش بگذارد.

نماینده واقعی کار سختی دارد که انتخاب شود چون ما مردم نیز معلوم نکرده ایم که به چه معیاری تصمیم به رای میگریم. آیا اسیر دو قطبی سازی های دموده شده خواهیم شد یا توان کاندیدا ها و گروهی که در آن باید نقش آفرینی کنند را بررسی خواهیم کرد؟

به امید سلماسی باشکوه

سعید قاسمی- 4 اسفند1394

 

 

 

سعید تمر