سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۷۰ مطلب با موضوع «روزمره،دغدغه» ثبت شده است

مطلب زیر را در تلگرام منتشر کرده بودمی.

چرا؟

نگران بودم که چرا نخبگان و فرازنگان قوم نیز اسیر این موج کوروش گرایی شده اند!

اشتباه نکنید، توصیه ای به محدود کردن کوروش و کوروش بازی ندارم. فقط، وقتی می بینم فرزانگان هم در مقابل کج سلیقگی های عوام کم می آورند، لازم می بینم نهیبی کوچک سر دهم. همین.

و اینک!


کوروش و خاورمیانه

اگر خواستی هزاران سال ملتهایی را مستعمره و اسیر خود کنی
یادت باشد کلیدش تحریف هویت آن ملت در سطح هویتی باشد! او را چنان بفریب که خود را انگونه که مطلوب توست بشناسد نه ان گونه که به نفع اوست. و اگر خواستی زمینگیر شود او را با همسایگانش بافته ای جدا بباف. چیزی که هرگز بهم نیایند و تک تک مال تو باشند. این است داستان تاریخ غربی در خاورمیانه آینده.
خبرگان آن را سواستفاده در سطح ژیوپولوتیکس باید بنامند.
ژئوپولتیک چه میگوید؟ مثال. ایرانی و تاجیکستانی هرچقدر هم روابط امروزشان بد باشد هزارسال دیگر هم بگذرد فرصت و امکان همگرایی و اتحادشان وجود دارد. اما آیا چنین فرصتی بین ایرانی و کنگو برازیویلیایی هم هست؟
با ایرانی و تانزانیایی هست چون اسلام بینشان فصل مشترک است.

برگردیم به مستعمره خواهان خاورمیانه!
اصطلاح خاورمیانه به اندازه کافی فحش به خودی است چرا که خود را از منظر اروپاییان نام می نهیم و شرق نزدیکشان میشویم! چرا مرکز نباشیم و اروپا غرب نزدیکمان نباشد؟
بلی
همین هم در مورد کوروش صادق است در مورد فلسطین شدن مردم عرب ساکن شرق دریای مدیترانه
اردن
سوریه
آمِد نامیدن دیاربکر
اجیپت نامیدن مصر(قبطی)
و کوروش در ایران!

انتخاب با شماست.
دوپاره کردن هویتی که غربیان میخواهند داشته باشید! کوروشی باشید که هیچ قرابتی بین شما و افغانستان و پاکستان و عربهای منطقه و کردها بخصوص و ترکها و آذربایجان و قفقاز و اسیایه میانه را به یکباره از دست بدهید تا پروپاگاندای صهیونیستها را بدست آورید

جالب است یکی از محققان عزیز اظهار تعجب میکند که داستان کوروش در هردوت با داستان کیخسرو در شاهنامه چقدر شبیه است و اصلا به ذهن خطور نمیکند که جاعل زرنگ کتابهای یهویی کشف شده از قرنها عدم از روی همین شاهنامه چنین تاریخی برای ما جعل نموده باشد. طرح معما و اجازه کشف آن به ایرانیان این جعل را حقیقی تر جلوه خواهد داد

بحث انکار گذشته نیست بحث برجسته کردن هویتی برای حذف هویتی مدرن تر و جهانی تر از ایران است.
هروقت ایران یا خاورشناس غربی بیچاره ای را میبینم که از ایران یا ترک یا عرب یا کرد و ماد و ... به غایت اغراق میکند تا توسط مردم ما معرف و ارزشمند بماند به خودم و مردمم و آیندگان این سرزمینها ناامید میشوم که چرا خود را در ایینه حقارت دیگران می جویند.

شعر دوست داشتم ولی از آن تنفر پروردم.
تاریخ دوست داشتم ولی آنقدر در آن دام پهن است که جز از آینده مشترک و خوداگاهی نسبت به آن در عموم مردم چاره ای برای نجات ایران و ملتهای همسایه اش نمی یابم.
کوروش و اختلافات دیگر را اگاهانه ترویج نکنید که به خودتان ظلم کرده اید.

چند مثلا استاد نامه زده اند به رییس جمهور که کوروش را عمومیت دهیم. بخدا این قماش از شناخت مردم 1396 ایران عاجزند چه برسد به شناخت کوروش و پادشاهی اش در 2500سال پیش.
مسؤولیت شناس باشید و ایران را به جهنم تفرقه و خردیت انحصارطلبانه جعلی قومی هدایت نکنید

آینده تنها فرصت ماست. فرصت از آیندگان ایران ندزدید که دزدها جاعلان زرنگی اند.

از ما گفتن. گول تعریف و تمجید مکارانه از پدربزرگتان را هم نخورید هرچند شیرین باشد. چه برسد به کلمه غریبه ای مثل کوروش.

سعید تمر

آزمون بزرگی است، فعالان توسعه کشور توجه بفرمایند، اگر ما توان حل معضلات دانشگاه آزاد اسلامی را پس از 35 سال فعالیت آن نداریم دیگر چه جای بحث در مورد دیگر معضلات ریز تر.

از زمانی که آقای احمدینژاد فشار برای کاخ دانشگاه آزاد را شروع کرد، من نیز در این باب نوشتم ولی نمی دانستم هدف صدارت دانشجو است نه علم.

الان هم می نویسم، نمی دانم هدف علم است یا توازن قوا!


دانشگاه آزاد اسلامی به خودی خود مشکل نیست ولی سیاست زدگی و تمرکز قدرت در سازمان مرکزی و همچنین نهادینه شدن علم گریزی در جای جای آن با نیروی انسانی ناهمگن هیولایی خلق کرده است که

نظام اداری کشور را فلج کرده است

دانشگاه های با کیفیت دیروز را ذلیل کرده است

جامعه را دچار شبهه علم زدگی مفرط کرده است

و به این لیست هزاران می توان اضافه کرد.

این آزمون بزرگ پیش روی توسعه ایران است بدون تعارف.


نهاد علم به جای اینکه قایم به خود باشد یا در شورای انقلاب فرهنگی سر بریده می شود یا در کمسیون مجلس!! وزارت علوم هم چندان تفاوتی به ما نشان نمی دهد.

با چنین سرعتی فقط می شود به دیوار بتنی کوفت! یا در باتلاق کویر متوقف شد، اتفاق دیگری ممکن نیست!

سعید تمر

OverQuilified بودن یعنی کیفیتی بیش از مورد نیاز را داشتن.


شما خوبه که قبل از استخدام دولت، OQ باشید و از شر استخدام در سازمان متوسطها رها بشید.

بدتر این است که استخدام بشید و QO خود را تشدید هم بکنید!!



جالب است که رییستان ممکن است بعدها گله کند که من یک کارگر ساده میخواستم! اینهمه فلان و بهمان و گاه دکتر را میخواهیم چیکار!!

و آن وقت برای رییس، این سازمان نیست که مشکل است، این شمایید که مشکلید!!

مواظب باشید خب.


سوال: آیا شما اگر مسوولیت یک رییس را داشتید، می توانستید از پس مشکل OVERQuilified ها بر آیید؟ عمیقا به این موضوع فکر کنیم بخصوص وقتی سازمان ها و نظام اداری ما اسیر تله جهالت شده باشد.

 تله جهالت به بازتولید ارجحیت دادن یک مدیر ضعیف به کارشناس ضعیف تر گفته می شود.

سعید تمر

دچار بن بست عجیبی هستیم. 

نه به برنامه ریزی عمیق انگیزه و باور داریم و نه نهادهایی که بتوان به پروفشن آنها دل بست، با اینحال، وقتی می گوییم سازمان برنامه و بودجه باید نهاد حرفه ای برای تدوین توسعه باشد، چنین پاسخ هایی می شنویم:

1) اینکه یک سازمان، به صورت متمرکز، بهتر از سازمانهای متولی امور، بتواند برنامه بنویسد توهم است.

حرف درست و بجایی است. حالا عواقبش را بررسی کنید ببینید واقعا می شود به این حرف زیبا و عمیق، اکتفا کرد؟

2) مقرر شد سازمانهای متولی خود برنامه ریز خود باشند، درست؟ گیریم که آنها نخواهند اخلاق پوفشنال سازمانی از خود بروز دهند یا اصلا ناتوان باشند، آنگاه چه کنیم؟ 

بنشینیم ناله کنیم یا مسوولیت همه این پیگیری ها را به سازمان برنامه و بودجه متمرکز کشور بازگردانیم؟

بنظرم باید بار سنگین این مسوولیت را با چنین شرط دلآزاری به عهده این سازمان نحیف بگذاریم. سازمانی که یک روزی روزگاری، به تیغ بودجه معتاد بود.

3) برمیگردیم به وضعیت سازمان برنامه و بودجه کشور و اتباع استانی اش. 

سازمان ها در دو سطح نیازمند فورسایت هستند. سطح سازمانی و سطح محصول.

سازمان برنامه و بودجه کشور، در سطح محصول بدجور بدنبال آینده پژوهی است ولی غافل نباید باشیم از فورسایت در سطح سازمان.

منظور ما از فورسایت در سطح سازمان یعنی آینده نگاری برای خود سازمان و ماموریتهایش است. برای منابع در اختیارش یعنی منابع انسانی اش است.

سازمان برنامه و بودجه برای مدتها محل رشد و باروری نیروهای مستعدی بوده است. این خصیصه باید احیا شود.

سازمان برنامه و بودجه الهام بخش دیگر سازمان ها برای رفتار حرفه ای بوده و باید باشد.

سازمان برنامه و بودجه باید از ویژگی لیدرشیپ به میزان اشباع انباشته باشد.

سازمان برنامه و بودجه، باید تبلور خواست عموم و رییس جمهور دولت ج ا ایران برای  مطالبه گری رفتار نهادین و حرفه ای از سازمانهای کشور برای رشد فراگیر و توسعه ملی باشد.

سازمان برنامه وبودجه باید شان راهبری توسعه را به نمایش بگذارد.


لازمه این تحول، وقوف و اذعان به جایگاه سازمان متمرکز توسعه است، چیزی که اخیرا به راحتی محل تردیدها و تشکیک ها بوده است.

ما آینده پژوهی خوانده ها نیز، به وجه اجتماعی آینده پژوهی دلبسته تریم،

اما، نگاهی به وضع جامعه و ظرفیت های موجود داشته باشید،

ما باید درایور و پیشران توسعه باشیم وقتی که هستیم. ما سازمانی متمرکز و دولتی داریم، بلی طبق الگوهایی رقیب، نباید می داشتیم، ولی اینک که هستیم، راه حل حذف این دستها نیست، باید ببینیم کارکرد این دستها را بکار گیریم موفق تریم یا حذف کنیم و از صفر همه چیز را به شانس و اقبال و زمان بسیار بسپاریم؟

بلی دولت سنگین، مضر است ولی چاره قطع انگشتان دست است یا بکارگیری این انگشتان برای ساختن ماشین بزرگسازی اقتصاد بخش خصوصی؟


مواظب باشیم از هول حلیم نیافتیم تو دیگ! 

سازمان برنامه و بودجه کشور، باید به وظیفه تاریخی خود، واقف و عملگرایانه ظاهر شود.

 

سعید تمر

کریمی قدوسی نماینده مجلس از مشهد گفته که آقای وزیرخارجه ایران نامه نوشته به آقای وزیرخارجه آقای ترامپ، و واویلا گفته!!

جالب تر اینکه سخنگوی وزارت خارجه آقای ظریف، به شدت تکذیب نموده و گفته که چنین خبطی را ممکن نیست انجام دهند و کریمی آدم متوهمی است.

لینک

العجب!

فرض کنید من مسوول و وزیر ارتباطات با کره مریخی هستم. آیا من اختیار ندارم تشخیص دهم که به کره مریخی ها و وزیر هم رده خودم نامه بنویسم؟

اصلا چگونه من مسوول هستم ولی مختار نیستم که تشخیص بدهم چه کاری صلاح است انجام دهم چه کاری نه!


الان می فرمایید بابا سیاست های کلان کشور که دیگر در اختیار وزیر خارجه نیست. قبول. سیاست کلان کشور ما می گوید ما با آمریکا قهریم؟ قبول. قهریم. در همین زمان قهر، آیا ما نیازمند گفتگو هستیم یا نه؟ اساساً وزارت خارجه بوجود می آید که به جای جنگ نظامیان، دیپلوماسی و ادب را واسطه جنگ کنیم.

اگر روزگار ایرانیان به جایی رسیده است که وزیرمختاری برایشان نمانده که نامه بنویسد، این بدا به حال همه ماست، نظام ماست. 

این ناسازگاری باید بیشتر بررسی شود.

سیاست کلی- سیاست عملیاتی را در نظر بگیریم.

سیاست کلی می گوید ما با آمریکا دچار جنگیم.

سیاست عملیاتی می گوید وزارت خارجه ما باید در حیطه وظایف وجودی و تعریفی اش اقداماتی کند.

سیاست عملیاتی باید از سیاست کلی تبعیت کند.

اما برگردیم ببینیم آیا سیاست کلی می تواند به وزارت خارجه دیکته کند که نامه نوشتن یعنی تخطی از سیاست کلی؟!

به نظر من، اگر ظریف نامه می نوشت، ناسازگاری را نباید در سیاست عملیاتی که در سیاست کلی باید جست. سیاست کلی نمی تواند بگوید ما وزارت خارجه داریم ولی حق دیپلوماسی ندارد این وزارت!

این تلقی ما از سیاست کلی نظام است که اشتباه است نه تلاش هایی که وزارت خارجه کشور باید انجام دهد.

به نظر من از دور نشسته، این آقای ظریف است که اگر اخلاق حرفه ای دارد باید وزارت خانه را رها کند و بیاید بنشیند پایین.

مگر می شود منصبی را تصدی کرد که از سیاست عملیاتی بنیادینش محروم شود!

همه ما باید بپذیریم که وزارت خارجه ما دیپلوماسی فعالی برای کنترل بحرانهای آتی کشور در مقابل دشمنی های ترامپی ها و سعودی و صهیونیست ها داشته باشد. اینکه تبدیل یه عنصر ثابت بازی ها شویم، واقعا دردناک است.

عنصر ثابت بازی ها، یعنی اینکه از بس تعامل را تقلیل دهیم که هر کسی که میخواهد دمی مقابل ترامپ تکان دهد یک بد و بیراهی نثار ایرانیان کند و ما دلمون خوش باشد که وزارت خارجه داریم.

تقصیر از تفسیر ما از سیاست کلان نظام است. جرات داشته باشیم، وسط جنگ، ما به همه عوامل و ابزارهایمان نیاز داریم.

ظریف را آزاد بگذارید که کارش را کند.

بس کنید از مردم فریبی و دشمن هراسی صرف. مرد عمل هستید کاری کنید.

سعید تمر