سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۹ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

دلایلی دارم که به نفع شیعیان و دولت ایران است که با داعش بعنوان یک دولت متخاصم رفتار کند. دولتشان را به رسمیت بنشناسد.

دو مانع وجود دارد:

1- ایران قاعده بی قاعده ای بنام به رسمیت نشناختن دارد. ما اسراییل را همچون بسیاری از کشورهای اسلامی دیگر به رسمیت نمی شناسیم

2- ایران با دشمنانش به صورت دولت رسمی برخورد نمی کند. ما با آمریکا دشمنیم ولی جوری رفتار می کنیم که انگار آمریکا را هم به رسمیت نمی شناسیم!!


وقت آن است که قواعد مرسوم بازی دیپلماتیک را به رسمیت بشناسیم.


داعش دیر یا زود نابود خواهد شد. مهم این است که به دست ما نابود نشود. همانطور که آمریکایی ها در تلاشند که این جرثومه گمراهی را آنها نابود نکنند.

به رسمیت شناختن دولت ضعیف داعش خطری برای ما ندارد اگر همسایه ها و دولتهای متخاصم از این جرثومه بعنوان ابزار توسعه نفوذ استفاده نکنند. ما میتوانیم سیاست کنترل داعش را به جد دنبال کنیم اگر ترکیه را با خود داشتیم. اما حیف! روسیه آمد که ترکیه و ایران با هم نباشند.


اما دلایل:

گسست بین شیعه و سنی هر روز عمیق تر می شود و نباید به این گسست کمک کرد. نباید این بازی دو سر باخت را ادامه داد.

از نظر برخی سنی ها  همیشه این شیعیان بودند که موجبات شکست دولتهای اسلامی سنی در برابر اروپاییان  و غیر مسلمانان را موجب شدند

از نگاه آنان به شیعی بودن خودت نگاه کن

1- این شیعیان بودند که مغولان را بلای جان عباسیان و شخص خلیفه کردند

2- این دولت صفویه شیعی بود که موجب شکست محاصره وین پایتخت تنها قدرت اروپا شد

3- این کمال مصطفی آتاتورک علوی بود که امپراطوری عثمانی را کفن کرد

4- این مجاهدان شیعی یا علویان اسد  نباشند که رقه را متصرف و پرچم داعش را پایین می آورند

از من گفتن!


اما پاسخ من به ادعاهای بالا

1- مغولان وقتی وارد جهان اسلام شدند اول دولت قراختاییان مسلمان و بعد دولت خوارزمشاهیان مسلمان را برانداختند. در دولت قراختاییان مسلمانان از ظلم حاکم اسلامی به مغولان پناه بردند! مطمئن باشید بیش از شیعیان اهل سنت در دربار مغولان ارج و قرب داشتند. تاریخ مغول انتشارات دانشگاه بهشتی را بخوانید و مغولان را بهتر بشناسید. آنها در جنگ وحشی وار بودند ولی تمدنی داشتند که میتوانست چنان سیطره ای را بیافریند. اینقدر ساده نگاه نکنید. 

2- دولت صفویه و عثمانی سالهای بسیاری در صلح بودند. عثمانی چندین بار پایتخت صفویه در تبریز و قزوین را تهدید و تصرف کرد. همزمانی محاصره وین و جنگ صفویه یک توهم است. در ضمن، هر دولتی حق دارد با دشمن دشمنش متحد شود. تاسف آور است که دشمن بودند و تاسف آورتر نیست که ما با پرتغالی ها و اسپانیایی ها متحد شدیم ... مگر عثمانی ازبکها را به دشمنی ما فرانخواند؟ آیا غیر مسلمانی بود که عثمانی کمک نخواست؟ در هند هم که مسلمانان تاتار حکومت داشتند. پس انصاف داشته باشید.


3-  جنبش افسران جوان ترک در شکستهای عثمانی یک واکنش جمعی  و مدرنیته بود. لازم نیست در هر جنبش و خواسته ای همه بار را بر دوش ماسونها، متجددین جواسیس و عده ای دروزی و علوی بیاندازید. ما هم از این تجربه ها بسیار داریم. جهان اسلام متاسفانه هر روز از هم دور تر می شود جهان اسلام در دوران زوالی به سر برد و همه ما و همه دلسوزان ما در تلاش برای تبیین این فاجعه اند بهتر است همدیگر را متهم نکنیم. بهتر است سعی کنیم با هم کار کنیم

4- داعش بلایی برای اهل سنت هم هست لطفا منتظر نمانید که پرچمش برافتد و برایش دل بسوزانید. اگر خوب است نگهش دارید و اگر بد است کمک کنید باهم جمعش کنیم.

من بعد از سقوط موصل نوشتم و منتشر شد که هیچ خون شیعی نباید برای بازپس گیری موصل برای دولت عراق ریخته شود. البته ارتش عراق هم سنی دارد و هم شیعی. ولی نباید حشد شعبی یا هر گروه دیگری برای مساله ای سنی ورود کند. الان هم معترض جنگ در حلبم. ورود روسیه به سوریه اصلا به نفع ایران نیست و یک انفعال برای دلسوزان ایران است وبس.

اما داعش را باید مهار کرد. داعش را شما همکار ما باشید.

یا حق.


سعید تمر

داستان یک

حلال و حرام سرش میشه!

اما اول هفته مرخصی استعلاجی را بهانه می کنه که سر کار نرود.

----چرا؟

-------------چرا همه با منت برای دولت کار می کنند؟

میگوید: کاری که سازمان برعهده من گذاشته مسخره است در حد توانایی های من نیست. سازمان اجازه رشد به من نداده!


---راست می گوید. گاهی مدیر من منو صدا می زند که مشکلات تلگرامش را حل کنم. مثلا میخواهد کسی را حذف کند و یا نمودار اکسلش را از راست به چپ کند..


حالا شما ملت درصحنه به نظرتان کوتاهی است اگر با مرخصی استعلاجی که دکتر دیروزبراش داده‍ اداره رفتن را بپیچاند؟

میگوید: 

نگویید سر کار بگویید محل وقت گذراندن با مدیرکان بیخود و سازمان بی سامان!

می گویم: آیا حلال است اگر کارها را عقب نندازی و هروقت بیکار هستی آنجا را بپیچانی!

حلال شد رفت!


داستان دو:

قرار بود مجمع فلان فلان را راه اندازی کنیم.

همه میخواستند جز موسسین فلان و فلان باشند

ولی عملا کار جلو نمی رفت!

بودن افتخاری بود ولی کار کردن و وقت گذاشتن هم برای بچه ها محال بود!

همه قواعدی که میخواندیم انگار برای مجمع و جامعه ما بیخود بود. ما جامعه بیخود بی انگیزه که دنبال مفت خوری هستیم!

چندین بار لمسش کردم و البته خوب بیانش نکردم. خودم حال نکردم.

سعید تمر

مدیر میخواهد محقق باشد

محقق می خواهد مدیر باشد

انگار همه ما برای اثبات خود نیاز به چیزی داریم که الان نداریم!


مدیرم منو صدا زده و از یک فناوری جدید در حوزه کاری مان می پرسد. میگوید کار کردی؟ یک گزارشی می دهم. میگوید منبع فارسی چیزی داری میگویم نه! در به در دنبال کسی می گردد که یک گزارش بدهد دشتش که به اسم مبارک منتشرش کند!

آخه بابا، تو که اینکاره نیستی برای چی میخواهی خودت را اینکاره بنمایانی؟ که چی شود؟

تلنگری به خودم:

خب اگر محقق هستی چرا فقط بر تحقیق متمرکز نمی شوی؟

ناله و گلایه چیه؟

بنشین و...

نه پاشو و کاری بکن!

سعید تمر

دانشگاهی که ماموریت ندارد نیازمند یک هدف ممیزی می شود. هدفی که تعیین کند چه کسی دانشگاهی است و چه کسی نیست.

همه چیز از نداشتن ماموریت شروع می شود.

اگر دانشگاه ماموریتی جدی داشت و مهمتر از آن ظرفیت رسیدن به آن هدف را داشت دیگر مهم نبود برخی از هیات علمی آن دانشگاه در شبکه علمی مجلات علمی تخصصی حضور فعال داشته باشند و مقالاتی هم منتشر کنند.

اما وقتی دانشگاه تبدیل می شود به محلی برای حقوق گرفتن و سروکله زدن با دانشجویان انبوه. لازم میشود معیارهایی برای دانشگاهی بودن داشته باشیم تا حداقل مطم‌‌ین شویم کسانی که خود را دانشگاهی می دانند واقعا دانشگاهی هستند! به عبارت دیگر مقالات ISI بعنوان یک معیار بیرونی به کمک دانشگاه و متولیان دانشگاه کشور می آیند تا مشخص کنند چه کسی دانشگاهی تر است!

اما وقتی معیار بیرونی است انسان می تواند با آن معیار تطابق مصنوعی پیدا کند.

وقتی دانشجوی کارشناسی ارشد را با کسر دو نمره مجبور کنی مقاله ISI بدهد و البته نام استاد هم باید قید شود! میشود مقاله تولید کرد. اما مقالاتی که فقط توسعه و تعمیم حرفهای دیگران است.

وقتی نمره پایان نامه را برای کسانی که مقاله نمی دهند از ۱۸ بدهیم دانشجو مجبور است با هدف مقاله تز خود را پیش ببرد.

و به همین شیوه شرکتهایی پیدا می شوند که نیاز به مقاله ISI‌ را برای آنانکه پولی دارند یا به پول دانشگاهی نیازمندترند فراهم آورد.

نیاز به قهرمان هم داریم. یک مدیر دولتی چه نیازی دارد که باید حتما اثبات کند توانایی نوشتن مقاله ISI را دارد؟

بعلی وقتی نیاز دارد که پست مدیریتش را به بهانه دانشگاهی بودن تصاحب کرده باشد.

می بینید؟ همه چیز از مساله بنیادین شروع می شود: معیار درونی نداریم که یک مدیر خوب کیست یک دانشگاهی کیست یک کارمند خوب و شایسته ارتقا کیست؟

وقتی معیار درونی نداری مجبوری به معیارهای بیرونی تکیه کنی و معیاری که از درون نباشد عوارض دارد!


منظورم از معیار درونی چیست؟

وقتی دانشگاهی هدفمند باشد و صد البته سلطه نیروهای سیاسی جامعه بر آن کنترل و محدود باشد دانشگاه می تواند خود تعیین کننده معیارهایش باشد.

اما وقتی هیات امنای دانشگاه سیاسی ترین مرد استانها (استانداری ها) است مشخص است که معیار درونی شکل نمی گیرد. انگار اجتماع افراد ناهمگون را بخواهیم اجتماع دانشگاهیان بنامیم!


دانشگاه امروز ما چنین ملغومه ای است. هرچیزی هست الا دانشگاه بودن. تعریف چیزی که میدانی دانشگاه نیست سخت است. چنین موجودیتی شاید در جهان تعریف نشده باشد.

پس کار ساده تر  این است که یک دانشگاه را تعریف کنیم.

...

ادامه خواهم داد. 

سعید تمر

گزارشی که رهبری آن را 6 ساعت خواند و گریه کرد

علی مطهری از ارائه گزارشی به مقام معظم رهبری در مورد فاصله از سبک زندگی اسلامی و نزدیکی به سبک زندگی غربی، افزایش نرخ طلاق، اعتیاد و حاشیه‌نشینی شهرها خبر داد که موجب تاثر ایشان شد. به گزارش نامه نیوز، این نماینده تهران در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در مورد مسائلی نظیر نفوذ، بازداشت خبرنگاران، افزایش نرخ طلاق و حاشیه نشینی سخنرانی کرد. وی در بخشی از سخنان خود گفت: در حال حاضر تا حدی در بخش فرهنگی نفوذ صورت گرفته به طوری که با نگاهی که نوع و سبک زندگی می‌توان فاصله از سبک زندگی اسلامی و نزدیکی به سبک زندگی غربی را دید. ... در همین رابطه گزارش عمیق و وسیع منتشر شد و خدمت مقام معظم رهبری نیز رسید. گزارشی در خصوص افزایش نرخ طلاق، اعتیاد و حاشیه‌نشینی شهرها و مواردی از این دست که مأیوس کننده نیز بود. شنیدم رهبری خودشان 6 ساعت وقت گذاشته‌اند و گزارش را شنیدند و در آخر گفتند که خودشان مسئولند و در برخی حوزه‌ها نیز اشک ریخته و گریه کرده‌اند. این نشان می‌دهد این مسأله مهمی است و حاکی از نفوذ فرهنگی می‌باشد.

---------------------------------


سعید تمر