سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۳۸ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

انتخابات 96 ریاست جمهوری و شوراهای شهر به سرانجام رسید و در این میان، بررسی وضعیت دو جریان موسوم به اصولگرایی و اصلاح طلب با طیفهای میانه رو و تندرو هر دو جریان ضرورت می یابد.

و طبق معمول در تهران کلا اصولگرایی هیچ جایی نیافت!


اصولگرایی باید بشنود که چرا جوانگرایی شعارش هست ولی هنوز پشت سر نامها پنهان می شود!

اصولگرایی باید بشنود که چرا بهترین کاندیدای این چند سالش، بعد 37 سال تجربه مدیریت ارشد قوه قضاییه، هنوز ناپخته رفتار می کند؟!

شوخی های او پس از مناظره ها با صدا و سیمایی ها جالب است: بازم شام نمی خواهید بدید به ما؟! قاه قا قاه خندیدم!

بابا کسی که 37 سال مدیر بوده و هنوز خام است یا مشکل از سازمانش بوده یا مشکل در عرضه خودش!!

چه کسی با قوه قضاییه مواجهه شده است که از فساد آن ننالد؟ العجب، کاندیدای آن می خواهد با فساد قوه مجریه مبارزه کند!!

اصولگرا، بشنو! 

خودت را اگر می توانی بفریبی، گول نخور، مردم را نمی شه فریفت!!


اصولگرایی، 

می دانی چیست؟

افراط برخی از شما، بخصوص آنانکه به نان نفتی عادت کرده اند، مردم را به نقطه لجاجت آورده است!

بخدا، دلم نمیخواهد چنین ذلیل ببینم این اصولگرایی را 

وگرنه سخت نیست مثل بقیه، بی تفاوت بشوم تا حذفتان را و زجرتان را ببینم!

اینقدر مطالبه گر از مردم ایران بناشید! بصیرتتان کو!!

مشکل از خود شماست! اصولگرایی را به گند کشانده اید! وگرنه ما ذاتا محافظه کار، و حتی مجذوب آرمانهای انقلاب بودیم.


آخرش آنقدر منکر جریان اصولگرایی شدید و دم زدید که ما با خط رهبری هستیم که بر ابهامات افزودید.

هرچه هست

ما از به گروگان گرفتن این عنوان توسط شما، دلگیریم! اصولگرایی این نبود!




سعید تمر

پیش از این در نوشته ای اشاره کردیم پافشاری بر اصول بنیادین انقلاب اسلامی ایران بر شبکه تعاملات راهبردی ایران اگر متمرکز و محدود نباشد، ایران را به عنصر ثابت معادلات تبدیل کرده و موجب انفعال شدید و نادیده انگاری شدید ایران خواهد شد.


نزدیکی  عربستان سعودی و اسراییل و تظاهر علنی به این نزدیکی امری نیست که به این سادگی بتوان از آن غفلت نمود.

در این سوی میدان، ایران نیز کم آلارم اشتباه به رقبا و دوستان سنتی خود نداده است. روابط ایران و هند، نباید مغفول از روابط راهبردی ایران و پاکستان باشد و آن نیز تحت تاثیر روابط چین و پاکستان.

هر چه هست، راهبردهای ناشی از انقلاب اسلامی ایران و تفکیک آن از روابط پیشین، امری نیست که بتوان با ویژگی عنصر ثابت تداوم یابد.

قهرمان جدید ما کیست که طراح هسته سخت اتحادهای ایران  باشد؟ آیا منتظر خواهیم بود که یارگیری های دیگران تعیین کند با چه کسی می توانیم باشیم و با چه ها نه؟

از این انفعال باید ترسید

از نقش عنصر ثابت غیرقابل مذاکره باید ترسید.

این هشدار را زمانی می گوییم که ایران مست نتیجه گیری ها در عراق و سوریه و لبنان است نتیجه گیری هایی که حاصل سرمایه گذاری ایران نبود بلکه تحرکات دشنمان ایران بود که نتوانستند به اهدافشان برسند. یعنی ما در موضع دفاعی جانانه بدان دست یافته ایم، یا بهتر بگوییم چیزی که از آن ما بود را در عراق بدست آوردیم، نقد کردیم نه بیشتر.

باید از روزی ترسید که ایران فضای تنفسی برای اقتصاد بزرگش در منطقه را نتواند گسترد. دریچه اقتصاد ما در همین منطقه باید باشد نه در جایی دور. 

شاید باید تسلیم شرایط باشیم و در فضای اندک خود، بهترین بازی ممکن را نمایش دهیم، شاید باید به نقشه جدید ترسیمی دیگران احترام بگذاریم و در کشورهای دوست، نه بعنوان مهمان، که بعنوان یک شریک، زیست کنیم و باور کنیم که ما نیز هستیم. تفاوتش در این است که باید عادت کنیم به بازی در کشورهایی که ساختار سیاسی ویرانی دارند در حالیکه ساختار های کشورهای رقیب شده، یک نواخت تر است. آیا ایران در این نوع بازی، مهارت لازم را در لبنان بدست آورده است؟


تغییر در شبکه اتحادهای منطقه یک شبه بوجود نیامده است ولی عجیب نیست اگر یکشبه متحول شود.

از دوحالت خارج نیست. یا شبکه را فعالانه تغییر می دهی، یا برای بازی بهینه در شبکه ای که برایت گسترده اند آماده می شوی! کدام یک راحت تر است؟

برخلاف هموطنان، مبهوت تحرکات راهبردی کشور همسایه، ترکیه بوده و هستم. ایرانی چنین چابک آرزومندم.


پ.ن. در پی صحبت با دوستی که از کنترل ایران پس از برجام گفت و ما از قدمت این سیاست.

سعید تمر

بسم الله الرحمن الرحیم.

مقدمه

در نگاه کلان تاریخی و مقابل هویت امت واحده و سرزمین هایش، نه دولت جمهوری اسلامی ایران مهم است و نه پادشاهی سعودی ها در شبه جزیره عربستان. پس بهوش باشیم کسی بر منطقه ای که غربی ها آن را خاور نزدیک می گویند قدرت مسلط است که همراستا با ماهیت هویت امت واحده فکر کند و عمل کند. [اگر عجولید که داستان را کوتاه کنم: منتظرتان نمی گذارم، نگاهی به صحنه تقابل هویت امت واحده با هجمه های آشکار به امت واحده گویاست که چه کسی پرچمدار هویت امت واحده است! چه کسی هر روز در رسانه های غربی ها و حکومتهای جبار بعنوان کسی که قلمرو نفوذش گسترده تر می شود نکوهش می شود!! اشتباه فکر نکنید این ایران نیست که نفوذش بیشتر می شود! این هویت امت واحده است که هر روز حکومتهای جبار و وابسته را به چالش می کشد و ایران تنها یک دولت است که با این هویت امت واحده همراستا شده است. بلی، ایران توانمندترین کشور اسلامی منطقه است که می تواند و توانسته است امید ملتهای امت واحده باشد. بگذارید بگویند نویسنده محترم دچار اینترناسیونالیسم اسلامی است! بگذارید بگویند! اگر بدانند که چقدر طرفدار حقوق اقلیت های قومی و هویتی منطقه هستم چه خواهند گفت؟!]

مردم این سرزمین ها به خوبی می دانند نیات و اعمال وهابیون و سلفیون شبهه جزیره چقدر با هویت امت واحده همراستاست. این قدر از ایران هراسی نگویید که ما خود در درون ایران زندگی می کنیم و چالش امت واحده در مقابل هویت های ناهمراستا در درون همین مرز هم وجود دارد.

ما سنی باشیم یا شیعه، تاریخی مشترک را در این پهنه گسترده زیسته ایم. جنگهایی بین پادشاهی های منتسب به اهل سنت و منتسب به اهل شیعه رخ داده است و چه کسی هست که نداند جنگها را پادشاهان می رانند نه مردم.

امروز و در این دویست سال، امت واحده با بیگانگانی که اختلاف را روزنه امید یافته اند بیش از پیش از نزدیک در تماس است. بهتر است در مقابل هویت امت واحده، همگان یک گام به عقب بازگردند. ما شیعیان را داریم که در مقابل یاغیگری صهیونیست ها ایستادند ما اهل سنت را داریم که در مقابل اشغال افغانستان ایستادند. هر گوشه این سرزمین امت واحده را بنگریم و بدتر از آن در درون این سرزمین ما با مشکلات درونی طرف بوده ایم. حکومت های جبار و قدرتهای خودخواه را دیده و چشیده ایم. پس چگونه است که توجهات ما را همگان به اختلاف شیعی و سنی جلب می کنند؟ مشکل شیعی و سنی نیست. فریب نخوریم.

شیعیان از اوضاع سوریه راضی نیستند اهل سنت از اوضاع رقه و موصل و یمن راضی نیستند. ما مشکلات و فجایع را باهم توافق داریم. اختلاف سیاسی و تقسیم بندی قدرتها هم یک واقعیتند.


عربستان آل سعود

آل سعود به کمک دلارهای نفتی، قدرتی یافته است. آل سعود پوشش خوبی برای غارت پول نفت مردم مسلمان شبهه جزیره است. دولتی که تعصب و توهم بیجا مبتلایش کرده اند تا میلیاردها ثروت ملتش را آرام و بی صدا، تقدیم شرکت های اسلحه سازی آن سوی اقیانوسها کند. 

هر روز موسسه ای وابسته به اسلحه سازان گزارش می دهد که پدافند هوایی عربستان جلو موشکهای ایرانی ضعف دارد و از ایران ما تمجید می کنند اما نیتشان قبولاندن قرارداد فروش پدافند هوایی است. روزی از نیروی دریایی ایران و ضعف عربستان می گویند هدفشان فروش کشتی جنگی به عربستان است و این دولت سرگردان، هر روز بیشتر خود را همراه با صهیونیستها می بیند.

تا کی ایرانیان میتوانند صحبت از خویشتن داری کنند؟ چقدر میدان برای عربستان باید باز کنیم؟ عربستان مثل خوابگردها دنبال جنگ است. برای ایران ساده تر است به جای دیپلوماسی قوی و مذاکره مستقیم با دولت سرگردانی که نمی خواهد مذاکره کند ویران کردن زیرپایه های این دولت سرگردان است.

آل سعود بهتر از ما می داند که بر ویرانه های باوری حکومت می راند که به مردم منطقه تحمیل کرده است. آل سعود در نبود قدرتهای پایدار اهل سنت در مصر، ترکیه و عراق و پاکستان، مدعی رهبری شده است. بهتر است به برادران اهل سنتمان بگوییم که ایران نیز تا حدود زیادی مبتلا به مشکلات عدیده است ولی با تعهد خویش به امت واحده پایبند ایستاده است. آیندگان بیشک این ایستادگی ایرانیان با وجود مشکلات همه جانبه شان را تمجید خواهند کرد نباشد که آیندگان شبهه جزیره روزی حسرت خورند که چرا دولتی بر آنها حکومت می راند که به جای همراستایی با آرمان و خواسته ملتها برای صلح و آبادانی و همکاری برادرانه، محور بدخوای مردم منطقه شده بود.


آیا ایران می تواند آرام و بی صدا عربستان را متزلزل کند؟

پاسخ بلی است.

چگونه؟

دارم بهش فکر می کنم!

جای خالیه کشورهای قدرتمند سنی خالیه. همین. خاک تو سر مرسی! به قدرت نرسیده، دوست و دشمن نشناخته، فریب وهابی ها را خورد و علیه ایران گردوخاک کرد! 

دشمنت کی بود مرسی؟ ایران یا پادشاهی سعودی ها؟ کی زیر پایت را خالی کرد؟ چرا شما اینقدر ساده و بی تجربه بودید؟ اردوغان را نگاه کن! او میداند که ایران چه نعمتی هست. لازم نیست عاشقش باشید ولی ته دلتان می دانید که به چه کسی پشت دارید! بهتون خیانت نمی کند این ایران. خیالتان ازش راحت هست، برای همین همش دارید به ایران بی توجهی می کنید؟


-------------------

اما ایران و ما ایرانیان.

ایران امروز ما میراث دار دولت پادشاهی پهلوی ها و بخصوص دولت ممالک محروسه دولت قاجار (دولت م.م.د.ق) است. مدتی در خود و انحصار به تک زبانی و خودخواهی و تمرکزگرایی به درون خزیده است. ولی وقتی از درون به تعادل برسد، ما ایران بزرگی را شاهد خواهیم بود. هنوز درگیر مسیر درونیم. امیدوارم از این گردابی که در آن لغزیده به سلامت برخیزد.


سعید تمر

وقتی در سکوت پس از اقدام، بازی به نفع ماست!

تحرکات بلندپروازانه طبقه حاکم کم تجربه عربستان سعودی مثل اعلام دو ائتلاف جنگی علیه یمن و بحرانهای منطقه ای، تعدی به احساسات شیعیان با اجرای حکم شهید نمر در اندازه توان این کشور برای ایفای نقش در منطقه پرتلاطم خاورمیانه نبود.

در این میان، ایران پرتجربه، می توانست همچون گذشته آرام نظاره گر توهمات سعودی ها باشد و فقط به دفع و خنثی سازی حمایتهای سعودی ها از تروریستهای منطقه ای متمرکز باشد.

پیامی که سعودی ها از اعدام نمر می خواستند ارسال کنند داخلی بودن مساله اعدام 47 نفر انسان بود در حالیکه به نظر بسیاری از تحلیل گران، تحریک ایران در جریان  اجرایی شدن برجام بود. انتخاب 2 ژانویه و مصادف با تعطیلات غربی ها و احتمالا پس از همفکری با اردوغان از حساب شده بودن زمان ارسال پیام بود.

برخی کشورهای اروپایی در حد حقوق  انسانی و نکوهش اعدام به مساله واکنش نشان دادند. اما تفسیر پیام سعودی ها منتظر تفسیر پیام ایرانیان بود و این ایران بود که میتوانست دریافت کنندگان پیام سعودی را یاری رساند.

در تهران تجمعات اعتراضی شکل گرفت. تجمعاتی که نمی توانست معطل واکنشهای مردمی داخل مرزهای نظام سعودی باشد.

عده ای در تهران برخلاف نظر عرف و اخلاق اسلامی، دیپلوماتیک و ایرانی یک شوک خبری ایجاد کردند. در نکوهش و محکوم بودن نقض تعهدات پذیرفته شده هیچ شکی نیست. همان طور که در محکوم کردن هر جنایت تروریستها شکی نیست. همانطور که من تک تک جنایات تروریستهای حامی سعودی ها را محکوم نمی کنم یا اعلام محکوم نمی نمایم از اعلام محکومیت اقدام آن عده معترض شب یک شنبه در حمله به سفارت سعودی ها را هم لازم نمی دانستم. حداقل موج محکومیتهای نخبگان را ضروری نمی دیدم و برایم تعجب برانگیز بود که چرا در اصرار بر محکومیت این پیام رسانه ای شدت به خرج می دهند. یک اقدام زشتی شده بود مثل اقدامات زشت دیگر. مهم تمرکز بر کلیت ماجرایی بود که عربستانی ها در سر می پروراندند.

باید دو دیدگاه را از هم منفک کنیم. یک دیدگاه رسمی و پایدار اخلاقی است که مسوولان رسمی کشور ملزم به آن هستند. در این دیدگاه هیچ استثنایی در محکومیت تعدی به سفارتخانه ها وجود ندارد و نباید وجود داشته باشد.

دیدگاه کم طرفدار دیگر این است که باید مقابل توهمات سعودی ها قاطع بود باید به دنیا و مخاطبان کمک کرد که در مقابل توهمات و تصورات غلط سعودی ها از واقعیت صف آرایی کنند. در این دیدگاه، می توانست اعتراضات مردمی ایران روزها دوام یابد تا بلکه رسانه ها چیزی بعنوان ارزش خبری بیابند. مردم ما این راه را بسیار آزموده اند. به نظر من اتفاق زشتی که رخ داد ناخودآگاه ارزش خبری را به رسانه های دنیا ارائه کرد.

الان مردم دنیا در مقابل توهمات سعودی ها از تفسیر آنچه در خاورمیانه در جریان است یک قطب جدی و قاطع می بینند! ایران برای کنترل توهمات عربستان آماده است! مردم دنیا ارزش این پیام را می دانند. عربستان دیگر نمی تواند با چند میلیارد دلار واقعیت را جور دیگری تفسیر و نمایش دهد. اینجا مردم دنیا بر تفسیر ایرانی از خاورمیانه احترام می گذارند.

امروز فرصت بینظیری برای دستگاه دیپلوماسی کشور خلق شده است. فرصتی که پافشاری مردمی ایران ایجادش کرده است. فرصتی که با هزینه های بسیار و هزینه های اخلاقی متقبل شده ایرانیان بوجود آمده است. آری سفارت حریم است حریم اخلاق و تعهدات ما اما نه تا زمانی که میلیاردها دلار پول و منفعت  سعودی سعی می کند واقعیات را قلب کند! در اینجا عده ای ناخودآگاه یا به اشتباه اقدامی کردند که به مردم دنیا یک گزینه دیگر اعطا کرد. ما نمی توانیم توهمات سعودی ها را تحمل کنیم.

حال سعودی ها باید دلارهای بیشتری را هزینه کنند تا ببینند میتوان عقل جمعی مردم را آزمود یا نه! این حق مردم ایران است که از سوی مردم دنیا  در درجه اول و سیسیتمهای سیاسی دنیا به عنوان مردمی صلح جو، خیرخواه و قاطع احترام شوند. امیدوارم دولت و ملت از این فرصت همدلی جهانی برای گذر از موانعی که ردپای پولهای سعودی را درآنها میتوان دید گذر کنند و خاورمیانه به ثباتی که شایسته آن است نظری کند.

توضیح: هیچ اشتباهی قابل قبول نیست اما میتوان آن اشتباه ها را بهانه ای برای اصرار بر تفکرات و مواضع خود نکنیم. برای کشورمان الان هیچ چیزی مهم تر از تمرکز بر منافع و فرصتها برای خلق رفاه نیست. امروز فرصت ما این است که دنیا تحمل توهمات سعودی ها را ندارند و میتوان به جای ادامه دادن بر محکومیت خودسرها بر فرصت های اندکی که روی می نماید تمرکز کرد.

 

سعید تمر

دانشگاهی که ماموریت ندارد نیازمند یک هدف ممیزی می شود. هدفی که تعیین کند چه کسی دانشگاهی است و چه کسی نیست.

همه چیز از نداشتن ماموریت شروع می شود.

اگر دانشگاه ماموریتی جدی داشت و مهمتر از آن ظرفیت رسیدن به آن هدف را داشت دیگر مهم نبود برخی از هیات علمی آن دانشگاه در شبکه علمی مجلات علمی تخصصی حضور فعال داشته باشند و مقالاتی هم منتشر کنند.

اما وقتی دانشگاه تبدیل می شود به محلی برای حقوق گرفتن و سروکله زدن با دانشجویان انبوه. لازم میشود معیارهایی برای دانشگاهی بودن داشته باشیم تا حداقل مطم‌‌ین شویم کسانی که خود را دانشگاهی می دانند واقعا دانشگاهی هستند! به عبارت دیگر مقالات ISI بعنوان یک معیار بیرونی به کمک دانشگاه و متولیان دانشگاه کشور می آیند تا مشخص کنند چه کسی دانشگاهی تر است!

اما وقتی معیار بیرونی است انسان می تواند با آن معیار تطابق مصنوعی پیدا کند.

وقتی دانشجوی کارشناسی ارشد را با کسر دو نمره مجبور کنی مقاله ISI بدهد و البته نام استاد هم باید قید شود! میشود مقاله تولید کرد. اما مقالاتی که فقط توسعه و تعمیم حرفهای دیگران است.

وقتی نمره پایان نامه را برای کسانی که مقاله نمی دهند از ۱۸ بدهیم دانشجو مجبور است با هدف مقاله تز خود را پیش ببرد.

و به همین شیوه شرکتهایی پیدا می شوند که نیاز به مقاله ISI‌ را برای آنانکه پولی دارند یا به پول دانشگاهی نیازمندترند فراهم آورد.

نیاز به قهرمان هم داریم. یک مدیر دولتی چه نیازی دارد که باید حتما اثبات کند توانایی نوشتن مقاله ISI را دارد؟

بعلی وقتی نیاز دارد که پست مدیریتش را به بهانه دانشگاهی بودن تصاحب کرده باشد.

می بینید؟ همه چیز از مساله بنیادین شروع می شود: معیار درونی نداریم که یک مدیر خوب کیست یک دانشگاهی کیست یک کارمند خوب و شایسته ارتقا کیست؟

وقتی معیار درونی نداری مجبوری به معیارهای بیرونی تکیه کنی و معیاری که از درون نباشد عوارض دارد!


منظورم از معیار درونی چیست؟

وقتی دانشگاهی هدفمند باشد و صد البته سلطه نیروهای سیاسی جامعه بر آن کنترل و محدود باشد دانشگاه می تواند خود تعیین کننده معیارهایش باشد.

اما وقتی هیات امنای دانشگاه سیاسی ترین مرد استانها (استانداری ها) است مشخص است که معیار درونی شکل نمی گیرد. انگار اجتماع افراد ناهمگون را بخواهیم اجتماع دانشگاهیان بنامیم!


دانشگاه امروز ما چنین ملغومه ای است. هرچیزی هست الا دانشگاه بودن. تعریف چیزی که میدانی دانشگاه نیست سخت است. چنین موجودیتی شاید در جهان تعریف نشده باشد.

پس کار ساده تر  این است که یک دانشگاه را تعریف کنیم.

...

ادامه خواهم داد. 

سعید تمر